توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٥٤ - اسباب تقارن در خيال
كدام از ايندو ضد ديگرى مىباشند و نفس [كون كل منهما متضادا للآخر] معنائى جزئى بوده كه صرفا وهم آن را درك مىنمايد.
شارح گويد:
اين تقرير در مقام جواب از اشكال ياد شده مورد اشكال و مناقشه است يعنى قبول نداريم كه عنوان [كون كل منهما متضادا للآخر] معناى جزئى بوده كه وهم مدرك آن باشد.
و اگر مقصود ايشان اين باشد كه تضاد اين سواد با اين بياض معنائى جزئى است پس بايد بگوئيم:
تماثل اين شيئ نيز با آن شيئ و تضايفش با آن نيز معناى جزئى است و در نتيجه مدرك ايندو نيز بايد وهم باشد پس طبق اين گفته نبايد بين تماثل و تضايف و شبه ايندو فرقى بوده بلكه تمام از اين نظر با هم متحدند كه اگر به كليات نسبت داده شوند كلى بوده و در صورتيكه اضافه به جزئيات شوند جزئى مىباشند پس چطور مىتوان بعضى از آنها را بطور مطلق عقلى دانسته و برخى ديگر را وهمى.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: ترتّبا و وضوحا: مقصود از [ترتب صور بر هم] آن است كه در قوه خيال با هم اجتماع نمايند بطورى كه از يكديگر منفك و جدا نگردند و مقصود از [وضوح صور] آنست كه صور از قوه خيال غايب نشوند.
قوله: فكم من صور لا انفكاك بينها فى خيال: يعنى بسيارى از صور هستند كه در خيال شخصى بينشان ترتّب حكمفرما است.
قوله: و هى فى خيال آخر مما لا تجتمع: ضمير [هى] بصور عود