توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٠ - جامع بين دو شيئ
قوله: او تماثل: متماثلين دو فردى را گويند كه در تحت يك حقيقت نوعيهاى مندرج بوده تنها بواسطه عوارض شخصيه از هم ممتاز شوند.
قوله: فانّ العقل بتجريده الخ: اين عبارت بيان است براى اينكه چطور تماثل جامع عقلى بين دو شئ مىباشد.
قوله: فيصيران متحدين: يعنى شيئ واحد مىشوند و اتحاد خود از جوامع محسوب مىشود زيرا حضور يكى از دو امر متحد در قوه مفكره در واقع حضور ديگرى مىباشد.
قوله: و ذلك لان العقل الخ: مشاراليه [ذلك] حصول تجريد بواسطه عقل مىباشد.
قوله: الجزئى الحقيقى: مقصود از [جزئى حقيقى] معنائى است كه تصور آن مانع از شركت بين افراد متكثر باشد در مقابل كلّى كه چنين نمىباشد.
قوله: عوارضه المشخصه: مقصود عوارض فردى است همچون الوان و اكوان مخصوصه و مقدار مشخص.
قوله: الخارجيه: يعنى عوارضى كه خارج از ذهن و خارج از عالم عين باشند بنابراين معدومات جزئيه را نيز شامل مىشود.
قوله: و يتنزع منه المعنى الكلّى: ضمير در [ينتزع] به عقل و در [منه] به جزئى حقيقى بعد از تجريد عوارض شخصيه راجع بوده و مراد از [المعنى الكلّى] ماهيّت كليّه همچون ماهيّت انسان و حيوان ميباشد.
قوله: على ما تقرر فى موضعه: مقصود از [موضعه] علم حكمت است.