توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٨ - جامع بين دو شيئ
ديگرى اكثر از آن محسوب مىشود.
و سپس بدنبال [او وهمى] مىگويد:
مقصود از جامع وهمى آنست كه: بسببش وهم در اجتماع آن دو شئ در قوه مفكره چارهانديشى نمايد بخلاف عقل زيرا عقل اگر خود به تنهائى بخواهد قضاوت نمايد هرگز به آن حكم نمىكند و حكم وهم را نمى پذيرد.
سپس مصنف در مقام تمثيل و تفسير جامع وهمى مىگويد:
يعنى بين تصور آندو شئ شبه تماثل باشد مانند دو رنگ سفيدى و زردى چه آنكه وهم آندو را در معرض مثلين قرار مىدهد.
شارح گويد:
جهتش آنست كه بوهم اينطور تبادر مىكند كه آن دو از يكنوع بوده منتهى در يكى عارض زياده است بخلاف عقل كه مىداند آن دو نوع متباين بوده كه در تحت يك جنس يعنى [لون] قرار گرفتهاند و بخاطر همين معنا كه وهم آندو را در معرض مثلين قرار مىدهد جمع بين سه چيزى كه در قول شاعر آمده حسن پيدا كرده ثلاثة تشرق الدّنيا ببهجتها الخ.
چه آنكه وهم اينطور درك مىكند كه هرسه در تحت نوع واحدى قرار گرفته و اختلافشان بعوارض است ولى عقل مىداند كه اين سه، سه امر متباين مىباشند.
سپس مىگويد:
يا بين تصور آندو شئ تضاد است و آن عبارتست از تقابلى كه بين دو شئ وجودى بودى كه بر محل واحدى بتعاقب هم حاصل شوند نظير