توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢٨ - حذف صدر استيناف
ضمير در [بينهما] به جملتين متعاطفتين راجعست.
و مقصود از [باعتبار المسند اليهما و المسندين جميعا] اينستكه:
قدر جامع لازمست باعتبار مسنداليه واقع در جمله اوّلى و مسنداليه در جمله دومى و نيز بملاحظه مسند در جمله اوّلى و مسند واقع در جمله دوّمى در نظر گرفته شود.
سپس در ذيل [يشعر زيد و يكتب] مىگويد:
وجه صحت اين مثال آنست كه بين شعر و كتابت تناسب ظاهرى بوده و ايندو در خيال صاحبان شعر و كتابت با هم تقارن دارند.
و در دنبال [و يعطى زيد و يمنع] مىنويسد:
وجه صحت اين مثال باعتبار جامع بين آندو اينست كه بين [اعطاء] و [منع] تضاد مىباشد و اين خود جامعى است از قدر جامعها.
البته معلوم باشد كه صحت اين مثال در صورتى است كه مسنداليه واقع در دو جمله [يعطى] و [يمنع] با هم متحد باشند چنانچه در هر دو زيد است ولى اگر با هم تغاير داشته باشند لازم است همانطورىكه بين مسندها تناسب وجود دارد بين آندو نيز مناسبت باشد چنانچه بهمين امر مصنف اشاره كرده و مىگويد:
زيد شاعر و عمرو كاتب، زيد طويل و عمرو قصير.
چه آنكه در ايندو مثال علاوه براينكه در جمله اول بين [شاعر] و [كاتب] و در جمله دوم بين [طويل] و [قصير] تناسب است در هردو بين [زيد] و [عمرو] نيز مناسبت وجود دارد مثل اينكه با هم برادر بوده يا بينشان صداقت و يا عداوت و يا امثال اين دو حكم مىباشد و خلاصه كلام آنكه لازم و واجب است كه يكى از دو مسنداليهها با ديگرى مناسب