توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١٤ - حذف صدر استيناف
فارغ شد اكنون شروع در تقرير دو حالتى كرد كه اقتضاء وصل را دارند لذا گفت:
اما وصل پس بخاطر دفع ايهام مىباشد نظير قول اهل لسان: لا و ايدك اللّه.
پس كلمه [لا] در قول ايشان ردّ است نسبت بكلام سابق چنانچه اگر گفته شود:
هل الامر كذلك (آيا امر اين چنين است)؟
در جواب گفته مىشود: لا يعنى ليس الامر كذلك.
پس اين جمله يعنى (ليس الامر كذلك) جمله اخبارى بوده [و ايّدك اللّه] جمله انشائى دعائى لذا بينشان كمال انقطاع مىباشد ولى در عين حال جمله دوم را بر او عطف كردهايم زيرا ترك عطف بتوهم مياندازد كه در حق مخاطب دعا به عدم تأييد نمودهايم با اينكه مقصود دعاء بتأييد مىباشد پس هركجا كه اين كلام واقع شود معطوف عليه مضمون كلمه [لا] مىباشد.
سپس شارح گويد:
و برخى از ادباء چون بر معطوف عليه در اين كلام واقف نشده لاجرم حكايتى را از ثعالبى نقل نموده كه مشتمل است بر اين عبارت: قلت:
لا و ايدك اللّه.
و سپس ناقل گمان نموده [و ايّدك اللّه] معطوف است بر [قلت] و به اين نكته پى نبرده كه اگر امر چنين مىبود دعاء تحت قول داخل نميشد و نيز وقتى قول حكايت نشد و نتوانستيم آن را مفعول (قلت) قرار دهيم پس در وقتى كه بمخاطب گفته مىشود: لا و ايّدك اللّه بناچار مىبايد