توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٨ - اقسام استيناف
[ عنه] استعمال گرديده.
قوله: احسنت انت الخ: شارح كلمه [انت] را بعد از [احسنت] اضافه كرده تا بدين وسيله بفهماند مقصود از [تاء] در [احسنت] تاء خطاب است نه تكلم.
قوله: و منه ما يبنى على صفته: ضمير در [منه] به استيناف راجع است.
قوله: تصلح لترتب الحديث عليه: ضمير در [عليه] به صفت راجع است و تذكير ضمير باعتبار آنست كه صفت بمعناى وصف ميباشد.
قوله: و السئوال المقدر فيهما: ضمير در [فيهما] به دو قسم از استيناف اخير راجع است.
قوله: انّه علّة له: كلمه [انّه] بفتح همزه بوده و اينجمله فاعل است براى [يسبق] و ضمير در [انه] به علّت راجع بوده و ضمير در [له] به حكم برمىگردد.
قوله: و وجه التفصى عن ذلك: كلمه [تفصى] يعنى رها شدن و مشاراليه [ذلك] اشكالى است كه شارح ذكر نمود.
مؤلف گويد:
حاصل جوابيكه شارح در مطوّل آورده اينست كه:
شق اول را اختيار كرده و مىگوئيم سئوال در استينافى كه مبنى بر اسم بوده و يا بر صفت مىباشد هردو از سبب است منتهى جوابى كه عبارت است از جمله مستأنفه گاهى فقط سبب حكم در آن ذكر مىشود و زمانى هم سبب و هم سبب سبب را مىآورند.
پس اگر در آن فقط سبب ذكر شده باشد قسم اول يعنى ما بنى على