توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٦ - مثال ديگر
دارد يا فاقد آن مىباشد مثل همان سخن و كلامى است كه در [ارسوا نزاولها] بيان گرديد.
و اينكه مصنف در هردو مثال گفت:
جمله دوم اوفى و رساننده تر مىباشد جهتش آن است كه اوّلى نيز معناى مقصود را مىرساند منتهى باعتبار اجمال و مطابقى نبودن دلالت اندكى قصور در آن بوده كه بملاحظه آن بمنزله غير وافى قرار داده شده است.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: فلا يكون تأكيدا: ضمير در [لا يكون] به [لا تقيمن] راجع مىباشد.
قوله: و غير داخل فيه: ضمير در [فيه] به [ارحل] راجعست.
قوله: فلا يكون بدل بعض: ضمير در [لا يكون] به [لا تقيمن] عود مىكند.
قوله: لانّه انّما يتميز: ضمير در [لانّه] به بدل الكل عود ميكند.
قوله: بمغايرة اللفظين: مقصود لفظ [بدل] و [مبدل منه] مىباشد.
قوله: و هذا لا يتحقق فى الجمل: مشاراليه [هذا] مغايرة اللفظين التى يحصل معها تمييز بدل الكل من التأكيد مىباشد.
قوله: لا سيّما التى لا محل لها من الاعراب: زيرا در اينجملات قابل تصور نيست كه جمله دوم مقصود بالنسبة باشد زيرا بين جمله اوّل و چيز ديگر نسبتى وجود ندارد تا به جمله دوم نقل داده شده و جمله دوّم را بدل از آن قرار دهيم.