توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٥ - مثال ديگر
مطابقى است كه باعتبار وضع عرفى از آن مستفاد است چه آنكه در عرف وقتى مىگويند: لا تقم عندى مقصودشان اين نيست كه مخاطب را از اقامه و ايستادن بازدارند بلكه مراد صرف اظهار كراهت از حضور او ميباشد بنابراين مرتبه [لا تقيمن عندنا] نسبت به [ارحل] همان مرتبهاى استكه [حسنها] در مثال [اعجبتنى الدّار حسنها] نسبت به [الدّار] دارد يعنى بدل اشتمال از جمله [ارحل] است چه آنكه عدم اقامه اوّلا چون با [ارتحال] مغاير است پس تأكيد نبوده و ثانيا چون در آن داخل نيست پس بدل بعض نمىباشد و ثالثا چون اعتناء و التفاتى ببدل كلّ از كلّ نبوده لاجرم اين قسم از بدل نيز نمىباشد پس منحصرا بايد آن را بدل اشتمال قرار داد.
و توضيح اين ادعاء كه چرا ببدل كلّ از كلّ اعتنائى نيست آنستكه:
اين قسم از بدل امتيازش از [تأكيد] صرفا به آن استكه لفظ بدل و مبدل با هم مغاير بوده و مقصود از اتيان جملتين تنها جمله دوم ميباشد و اين معنا در جمل خصوصا در جملاتى كه محل از اعراب ندارند تحقق نمىيابد.
سپس مىگويد:
ضمير در [بينهما] به عدم اقامه و ارتحال راجعست يعنى:
و از شواهد و دلائلى كه [لا تقيمن] بدل اشتمال از [ارحل] است اينكه علاوه بر امور سهگانه مذكور بين عدم اقامه و ارتحال ملابست و وابستگى لزوميه وجود دارد و بدين ترتيب ذكر [لا تقيمن عندنا] بعد از جمله [ارحل] از باب بدل اشتمال مىباشد.
و كلام و سخن در اينكه جمله اوّلى يعنى [ارحل] آيا محل از اعراب