توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٠ - مثال ديگر
شارح گويد:
يكى ديگر از مواردى كه جمله دوم را بر اول عطف نكرده بلكه آن را منفصل مىآورند آنجائى است كه جمله دوم بدل از جمله اول باشد و آن در موردى است كه جمله اول يا وافى بتمام مقصود نبوده و يا به ملاحظه قصور و خفائى كه در وفاء بمعنا است آن را همچون غير وافى تلقى نمايند بخلاف جمله دوم كه كاملا معناى مقصود و مراد را وفاء نموده و از طرف ديگر مقام مقتضى است كه بشأن مقصود اعتناء و عنايت شود و آن بخاطر نكتهاى است كه اقتضاى چنين اعتنائى را دارد.
مثلا نكته مزبور آنست كه غرض و مقصود مترتب بر كلام ذاتا و فى نفسه مطلوب مىباشد يا امرى است عظيم و يا شگفتآور بوده و يا احيانا از امور لطيف و ظريف است لذا در چنين موردى جمله دوم را نسبت به جمله اول يا نازل منزله بدل بعض قرار داده و يا بدل اشتمال.
اما بدل بعض همچون فرموده حقتعالى: امدّكم بما تعلمون امدّكم بانعام و بنين .
در اين مثال مقصود و مراد تنبيه بر نعم الهى است و مقام مقتضى آن است كه به اين امر اعتناء و عنايت خاصى شود زيرا ذاتا و نفسا مطلوب بوده و علاوه بر آن وسيله براى غير نيز مىباشد و جمله دوم يعنى [ امدّكم بانعام الى آخر ] مراد و مقصود يعنى تنبيه بر نعمتهاى حقتعالى را بهتر مىرساند زيرا دلالت اين جمله بر نعم اللّه تفصيلا بوده بدون اينكه بعلم مخاطبين كه اهل عناد و لجاج بودند حواله داده شود در حاليكه در جمله اول بعلم ايشان واگذار گرديده بنابراين مرتبه جمله دوّم نسبت بجمله اول همان مرتبه [وجهه] است در مثال [اعجبنى زيد وجهه]