توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦٩ - مثال ديگر
[ و لام] كه دلالت بر انحصار دارد همچون الف و لام در مثل: حاتم الجواد در توصيف قرآن به اينكه در درجه قصوى و اعلاى از كمال است مبالغه شده در نتيجه بايد بگوئيم:
معناى [ ذلك الكتاب ] اينست كه:
قرآن كتاب كاملى بوده كه شايسته آن است به [كتاب] ناميده شود گويا ماعداى قرآن از كتب ديگر در مقابلش ناقص بوده بلكه اساسا كتاب نمىباشند.
سپس در دنبال [جاز] مىگويد:
اين كلمه جواب است براى [لمّا] يعنى:
جايز است بسبب اين مبالغهاى كه ذكر شد سامع پيش از تأمل و دقت توهم كند فرموده حقتعالى [ ذلك الكتاب ] از عبارات و جملاتى است كه جزافا آورده شده يعنى كلامى است كه بدون فكر و بصيرت صادر گرديده است.
پس از آن در ذيل [فاتبعه] مىافزايد:
اين كلمه بصيغه مجهول بوده و ضمير مرفوعى مستتر در آن به [ لا ريب فيه ] عود مىكند و ضمير منصوبى بارز در آن به [ ذلك الكتاب ] برمىگردد و مقصود اينستكه: جمله [ لا ريب فيه ] تابع براى [ ذلك الكتاب ] ميباشد.
و بهرتقدير جمله [ لا ريب فيه ] بمنظور نفى اين توهم آورده شده در نتيجه و زان و حكم آن با [ ذلك الكتاب ] همان و زان و حكم [نفسه] استكه با [زيد] در جمله [جائنى زيد نفسه] آورده شده، پس از اين توضيح و شرح ظاهر شد لفظ [و زان] در كلام مصنف كه گفته [و زان نفسه] آنطور كه برخى خيال كردهاند زائد نمىباشد.