توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٣ - شرط مقبول بودن عطف با ادات عاطفه
[ انا معكم] بدلالة المعنى.
و اذا قدم متعلق الفعل و عطف فعل آخر عليه يفهم اختصاص الفعلين به كقولنا يوم الجمعة سرت و ضربت زيدا بدلالة الفحوى و الذوق.
ترجمه
مصنف گويد:
و بنابر دوم، اگر قصد ايجاد ربط بين جمله دوّم و اوّل به واسطه عاطفى غير از [واو] باشد بايد با آن عطف نمود مانند: دخل زيد فخرج عمرو يا ثمّ خرج عمرو.
شاهد در عطف [فخرج عمرو] است به [دخل زيد] كه در صورت مقصود بودن تعقيب با [فاء] و در فرضى كه مراد عطف با مهلت باشد از كلمه [ثمّ] بايد استفاده نمود.
و اگر قصد ايجاد ربط بين آنها نباشد، پس در صورتى كه جمله اوّلى واجد حكمى بوده كه نخواهيم به دوّمى اعطايش نمائيم لازمست جمله دوّم را منفصل از اول بياوريم همچون آيه [ و اذا خلوا ] الى آخر الآية.
زيراجمله [ اللّه يستهزئ بهم ] به [قالوا] عطف نشده براى اينكه در اختصاص به ظرف با آن مشارك نباشد.
و دليلش همان است كه قبلا گذشت.
شارح گويد:
مقصود از [على الثانى] فرضى استكه براى جمله اوّلى محلّى از اعراب نباشد.
و ضمير در [ربطها] بجمله ثانيه و در [بها] بجمله اوّلى عود ميكند.
و ضمير نائب فاعلى در [عطفت] به جمله دوّم راجع است و در [به]