توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢٠ - وجه تقدير شرط بعد از امور مذكوره
شرط مىباشد و اطلاق شرط بر آن صحيح است همانطورى كه بنفس ادات همچون [ان] مىتوان شرط اطلاق كرد.
قوله: و ذلك لان الكامل الخ: يعنى و بيان جواز تقدير شرط و وجه آن اين است كه ...
قوله: على الكلام الطلبى: بخلاف كلام خبرى زيرا همانطوريكه قبلا گذشت حامل و باعث بر ايراد آن اين است كه متكلم درصدد افاده مضمون يا لازمه مضمون كلام به مخاطب مىباشد.
قوله: اما لذاته: برخى از اهل دانش گفتهاند البته اين قسم نادر و كمياب است.
قوله: او لغيره: كه اين قسم كثير و زياد مىباشد و مراد از آن اين است كه مطلوب ذاتا و نفسا مقصود نبوده بلكه بخاطر غير مورد طلب واقع شده بطورى كه چون تحقق مطلوب اصلى و ذاتى وابسته و موقوف به اين مىباشد لاجرم طلب نيز به اين تعلق گرفته.
قوله: و هذا معنى الشرط: مشاراليه [هذا] توقف ذلك الغير على حصوله مىباشد.
البته مخفى نباشد كه معناى مطابقى شرط همان تعليقست منتهى لازمه تعليق توقف داشتن معلّق بر معلّق عليه مىباشد.
قوله: فاذا ذكرت الطلب: مقصود از [طلب] كلام طلبى مى باشد.
قوله: كون المطلوب مقصودا لذلك المذكور بعده: مقصود از [ذلك المذكور] ما يصلح توقفه على المطلوب مىباشد.
قوله: لا لنفسه: يعنى لا لنفس ذلك المطلوب.