توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٢ - استعمال صيغه امر در غير طلب استعلائى
بعد از رجوع به انصاف مىيابيم كه ظاهر طلب دلالت بر فور دارد همانطورى كه در استفهام و نداء اين معنا روشن و ظاهر مىباشد.
و در تعقيب [و لتبادر الفهم عند الامر الخ] مىافزايد:
مولى وقتى به بندهاش مىگويد: قم (بايست) و سپس پيش از آنكه بايستد مىگويد: اضطجع حتى المساء (به پهلو بخواب تا شب) بفهم اينطور تبادر مىكند كه وى امر اول يعنى طلب قيام را تغيير داده و امر به اضطجاع را لازم الاجراء دانسته است و ذهن اينطور درك ميكند كه جمع بين هردو با تراخى و فاصله يكى از ديگرى مطلوب نمىباشد:
ولى اين گفته سكاكى از نظر مصنف مورد مناقشه است و وجه آن اين است كه وقتى مقام خالى از قرائن داله بر اين معنا باشد ابدا كلام بر آن دلالت ندارد.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: و التسخير: مقصود از [تسخير] مسخّر و منقاد قرار دادن شيئ مىباشد يعنى گاهى صيغه امر براى تسخير استعمال مىگردد.
قوله: كونوا قردة خاسئين : سوره بقره آيه (٦٥).
قوله: و الاهانة: يعنى توهين و كوچك شمردن و عدم اعتناء بشيئى يا كسى.
قوله: كونوا حجارة او حديدا : آيه (٥٠) از سوره اسراء.
قوله: لعدم قدرتهم على ذلك: ضمير مجرورى در [قدرتهم] به مخاطبى راجع بوده و مشاراليه [ذلك]، [كونهم قردة و حجارة او حديدا] مىباشد.