توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١١ - استعمال صيغه امر در غير طلب استعلائى
اين معنا در وسع و اختيار شب نيست بلكه شاعر اين كلام را به عنوان تمنى و آرزو گفته تا بدين وسيله از آنچه در شب بر وى عارض و طارى شده همچون شدت حزن و غصه رها گردد و همين طولانى بودن شب گويا سبب شده كه وى طمع و حرصى در منجلى شدن شب و برطرف شدن آن نداشته باشد فلذا امر مزبور را بر تمنى حمل كردهاند نه ترجى.
و اما دعاء، مقصود از آن طلب نمودن شيئ است از راه تضرّع و زارى مانند مثالى كه مصنف در متن آورده.
و التماس يعنى درخواست شخص از كسى كه در عرض او بوده و از نظر رتبه با هم متساوى هستند مانند قول شما بشخصى كه هم عرض شما است: افعل، بدون اينكه طلب بر سبيل استعلاء يا تضرّع صورت گرفته شده باشد.
سؤال
اگر گفته شود:
چه احتياج بود كه مصنف بعد از عبارت [لمن يساويك رتبة] كه دلالت بر عدم استعلاء دارد كلمه [بدون الاستعلاء] را بياورد و اينكلمه ظاهرا لغو و مستدرك مىباشد.
جواب
قبلا گذشت كه استعلاء مستلزم آن نيست كه شخص مستعلى عالى نيز باشد از اينرو ممكن است از شخص متساوى بلكه ادنى حالت استعلاء تمشى گردد لذا مصنف براى نفى آن حتما نيازمند بكلمه [بدون استعلاء] بود و نمىتوانست به عبارت اول يعنى [لمن يساويك رتبة] اكتفاء كند.
سپس در دنبال [لانّه الظّاهر من الطّلب] مىگويد: