توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٩ - استعمال صيغه امر در غير طلب استعلائى
احدهما ( و فيه نظر) لانا لا نسلم ذلك عند خلو المقام عن القرائن.
ترجمه
مصنف گويد:
د: تسخير مانند: كونوا قردة خاسئين ( باشيد بوزينه در حالىكه از درگاه ما رانده شده هستيد).
ه: اهانت مانند: كونوا حجارة او حديدا ( باشيد سنگ يا آهن).
و: تسويه مانند: اصبروا او لا تصبروا ( صبر كنيد يا صبر نكنيد هردو على السويه است).
ز: تمنى مانند: الا ايها الليل الطويل الا انجلى (اى شب طولانى آيا برطرف نمىشوى).
ح: دعا نظير: رب اغفرلى (پروردگارا بيامرز مرا).
ط: التماس نظير قول شما به شخصى كه با شما مساوى است و از حيث رتبه در يك درجه مىباشد: افعل (بجاى آور) بدون اينكه خود را بر وى عالى و بالا بدانى.
سكاكى گويد:
حق امر آن است كه بر فور دلالت نمايد، زيرا ظاهر طلب چنين بوده و وقتى امر بچيزى مىكنند پس از آنكه امر بخلافش كردهاند و قصد تغير امر اول بوده نه جمع آندو يا بدون اينكه قصد تراخى باشد متبادر بفهم و ذهن فور مىباشد.
ولى در گفته سكاكى اشكال و مناقشه داريم.
شارح گويد:
در ذيل دو مثال تسخير و اهانت مىگويد:
وجه دلالت داشتن امر بر تسخير در مثال اول و اهانت در دوم اين