پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٣ - شرح و تفسير اين همه غفلت چرا؟
آب نوشيدنى آن بيمارى و مرگ بر مىخيزد؛ اين چوپان، همان شيطان است و اين حيوانات، همان انسانهايىاند كه نداى عقل را رها كرده، به فرمان هواى نفس دل بستهاند و اين چراگاه بيمارىزا همان وادى لذّات و مشتهيات نفسانى است كه گناهان و معاصى از آن بر مىخيزد و سرانجام روحانيت و معنويت را در انسان، مىكشد.
و در ادامه مىافزايد: «شما همچون حيوان پروارى هستيد كه (آن را فربه مىكنند تا) گارد بر گلويش نهند، ولى خودش نمىداند، چه هدفى براى او در نظر گرفته شده است. او چنان است كه هرگاه به وى نيكى شود (و مقدارى علف نزد او بريزند) يك روز خود را يك عمر مىپندارد و سرنوشت خود را در سيرى و شكم پرورى مىبيند» (و إنّما هي كالمعلوفة للمدى [١] لا تعرف ماذا يراد بها! إذا أحسن إليها تحسب يومها دهرها، و شبعها أمرها).
امام عليه السّلام با اين دو تشبيه، سرنوشت دنيا پرستان آلوده و بى بند و بار را به حيوانى تشبيه مىكند كه اگر او را به چرا برند به سرزمين بيمارى خيز و مرگزا مىبرند و اگر در آغل بماند و به صورت پروار تغذيه شود براى سربريدن آماده مىشود؛ بى آن كه از آينده تاريك خود با خبر باشد!! او گمان مىكند آن كس كه نزد او علف مىريزد، به او احسان مىكند؛ ولى نمىداند كه اين كار، مقدّمه ذبح اوست!! و در ادامه اين سخن براى اين كه روشن سازد كه من آگاهانه با شما سخن مىگويم و از امروز و آينده شما با خبرم، به گوشهاى از علم خود به اسرار غيب و حوادث آينده اشاره كرده، مىفرمايد: «به خدا سوگند! اگر بخواهم مىتوانم هر يك از شما را از آغاز و پايان كارش و از تمام شئون زندگانىاش آگاه سازم؛ ولى از آن مىترسم كه اين كار، سبب كافر شدن شما به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شود (و درباره من غلوّ كنيد و آن حضرت را به فراموشى بسپاريد)» (و اللّه لو شئت أن أخبر كلّ رجل منكم بمخرجه و مولجه [٢] و جميع
[١] «مدى» جمع «مدية» (بر وزن لقمه) به معناى چاقو و كارد است.
[٢] «مولج» به معناى راه ورود به چيزى است و از ماده «ولوج» (بر وزن ورود) گرفته شده است.