پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٩ - نكته قيامهاى خونين بر ضد بنى اميّه
آگاهى داشت اين دعوت را نپذيرفت و آن دو نفر نيز به تبع امام صادق عليه السّلام نامهها را جواب ندادند.
ولى پيش از آن كه فرستاده ابو سلمه به كوفه باز گردد، جمعى از خراسانيان- كه ارتباطى با سفاح و همراهانشان داشتند- از مخفىگاه سفاح و همراهانش با خبر شدند و نزد آنها رفته با او بيعت كردند. ابو سلمه و ابو مسلم كه خود را در برابر عمل انجام شده ديدند به آنها پيوستند و بعد از درگيرىهاى شديدى كه بين آنها و طرفداران «عبد اللّه بن على» عموى ابو جعفر منصور رخ داد حكومت به عباسيان رسيد و ابو جعفر منصور كه بعد از مرگ برادرش سفاح به جاى او نشست ابو مسلم را به بغداد دعوت كرد و با توطئه از پيش طراحى شده او را به قتل رساند. شايد به اين دليل كه مىدانست ابو مسلم در دل طرفدار حكومت آل على عليه السّلام است؛ نه آل عبّاس؛ بنابر اين خطرى براى حكومت بنى عبّاس محسوب مىشود. [١] مرحوم علّامه مجلسى در اين زمينه حديث جالبى از على عليه السّلام به شرح زير نقل كرده است:
روزى در صفين، سپاه شام، حمله سختى به سپاه عراق نمود كه ميمنه سپاه عراق رو به فرار نهاد. مالك اشتر فرياد مىزد: برگرديد. حضرت رو به لشكر شام كرده، ندا داد: «اى ابو مسلم، بگير اينها را» و اين ندا را سه بار تكرار نمود. اشتر عرض كرد: مگر نه اين است كه ابو مسلم در سپاه شام است؟ چگونه او به يارى ما مىآيد؟ حضرت فرمود: من ابو مسلم خولانى را نمىگويم. مردى را مىگويم كه در آينده از مشرق زمين ظهور كند و خداوند به وسيله او شاميان را هلاك نمايد و دولت بنى اميّه را منقرض سازد!». [٢] گرچه شخصيت ابو مسلم از نظر تاريخى بسيار پيچيده است، افرادى او را از شيعيان
[١] با استفاده از كتاب «معارف و معاريف»، جلد ١، صفحه ٤٨١ به بعد و «دائرة المعارف تشيّع»، جلد ١، صفحه ٤٣٩ و «دائرة المعارف بزرگ اسلامى»، جلد ٦، صفحه ٢٢٧ به بعد.
[٢] بحار الانوار، جلد ٤١، صفحه ٣١٠.