پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩ - شرح و تفسير جلوهها، نعمتها و زيبايىهاى بهشت
زيورهاى خيره كنندهاش صرف نظر خواهد كرد و فكرت در ميان درختهايى كه پيوسته شاخههايش (با جنبش نسيم) به هم مىخورد و ريشههايش در دل تپههايى از مشك بر ساحل نهرهاى بهشتى فرو رفته، حيران و شگفتزده مىشود» (فلو رميت ببصر قلبك نحو ما يوصف لك منها لعزفت [١] نفسك عن بدائع ما أخرج إلى الدّنيا من شهواتها و لذّاتها، و زخارف مناظرها، و لذهلت [٢] بالفكر في اصطفاق [٣] أشجار غيّبت عروقها في كثبان [٤] المسك على سواحل أنهارها).
سپس امام عليه السّلام بعد از وصف درختان بهشتى، اوصاف ميوههاى اين درختان را بيان مىكند و مىفرمايد: « (همچنين) اگر به خوشههايى از لؤلؤتر، كه به شاخههاى كوچك و بزرگ محكمش آويخته، و پيدايش ميوههاى گوناگون كه از درون غلافهاى خود سر برون كرده، همان ميوههايى كه به آسانى و مطابق دلخواه هر كس چيده مىشود، نگاه كنى واله و حيران مىشوى» (و في تعليق كبائس [٥] اللّؤلؤ الرّطب في عساليجها [٦] و أفنانها [٧]، و طلوع تلك الثّمار مختلفة في غلف [٨] أكمامها [٩]،
[١] «عزفت» از ماده «عزف» (بر وزن حذف) به معناى ترك كردن و انصراف از چيزى گرفته شده و به معناى لهو و سرگرمى نيز آمده است.
[٢] «ذهلت» از ماده «ذهل» عقل به غفلت كردن و ترك گفتن چيزى و به فراموشى سپردن آن است.
[٣] «اصطفاق» به معناى به هم خوردن چيزى است كه صدايى از آن برخيزد؛ مانند كف زدن يا به هم خوردن شاخههاى درختان.
[٤] «كثبان» جمع «كثيب» به معناى تلّ شن است از ماده «كثب» (بر وزن چسب) به معناى جمع كردن گرفته شده است.
[٥] «كبائس» جمع «كباسه» (بر وزن حمايت) به معناى خوشه ميوه و مانند آن است.
[٦] «عساليج» جمع «عسلوج» (بر وزن بهلول) به معناى شاخه درخت است.
[٧] «أفنان» «جمع فنّ و فنن» (بر وزن قلم) به معناى شاخه تازه و پر برگ است و شاخههاى مختلف علم و صنعت و هنر و مانند آن را نيز فنون مىگويند.
[٨] «غلف» جمع «غلاف» از ماده «غلف» (بر وزن قصر) به معناى پوشاندن گرفته شده است.
[٩] «اكمام» جمع «كمّ» (بر وزن جنّ) به معناى غلافى است كه روى ميوه را مىپوشاند و جمع «كمّ» (بر وزن امّ) به معناى آستين است كه دست را مىپوشاند.