پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١ - شرح و تفسير يك درس مهم خدا شناسى
تعطيل معرفت و شناخت قائل شويم؛ بلكه مقصود اين است كه علم ما به آن ذات با عظمت بىنهايت از هر نظر تنها علم اجمالى است كه مىتوانيم از طريق آثارش به او اشاره كنيم و نه علم تفصيلى.
اين مسأله جاى تعجب نيست؛ عظمت خداوند كه جاى خود دارد؛ ما نسبت به بسيارى از موجودات عالم امكان ايمان داريم و مثل آفتاب براى ما روشن است در حالى كه از كنه آن بىخبريم، ما مىدانيم روح وجود دارد؛ نيروى جاذبه همه جا در دسترس ماست، زمان و مكان موجودند؛ اما حقيقت و كنه اين امور چيست؟ كمتر كسى از آن خبر دارد و قرنهاست كه فلاسفه و علماى علوم طبيعى درباره آنها بحث مىكنند و هنوز به يك نقطه مورد اتفاق نرسيدند.
از همه چيز نزديكتر به ما خود ما هستيم؛ ما هنوز بسيارى از اسرار وجود خودمان را نمىدانيم تا آن جا كه نويسنده معروف غربى «الكسيس كارل» كتابهايى با عنوان «انسان موجود ناشناخته» يا مانند آن نوشتهاند.
امام در ادامه اين سخن به بيان يكى ديگر از اوصاف خداوند- كه تأكيدى است بر آن چه گذشت- مىفرمايد: «او خداوندى است ثابت و آشكار، ثابتتر و آشكارتر از آن چه چشمها مىبيند و با اين حال دست تواناى عقلها نمىتواند حدّى براى او بيان كند تا شبيهى براى او يافت شود و (نيروى پرجولان) انديشهها هرگز اندازهاى براى او تعيين نمىكند تا همانندى داشته باشد» (هو اللّه الحقّ المبين، أحقّ و أبين ممّا ترى العيون، لم تبلغه العقول بتحديد فيكون مشبّها، و لم تقع عليه الأوهام بتقدير فيكون ممثّلا).
آرى، وجود او اظهر الاشياست و كنهش در نهايت خفا، آن چه با چشم مىبينيم ممكن است خطاب باصره باشد- كه دانشمندان انواع زيادى براى آن ذكر كردهاند- ولى علم به وجود خداوند خطايى در آن نيست. حضور او را در همه جا و در هر زمان و در هر حال احساس مىكنيم؛ ولى با اين حال، در فهم حقيقت ذات او حيرانيم و هرگاه در اين