پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤ - شرح و تفسير راه شناخت نيكان و بدان
است كه رخ مىدهد و شخص را از آن اصل كلى دور مىسازد؛ مثلا همنشينى با بدان و خوبان و قرار گرفتن در محيطهاى سالم يا فاسد و همچنين تعصبها، كينهها، حسادتها، هوسهاى شديد و تبليغات مسموم يا سالم و فقر و تنگدستى فوق العاده و مانند آن، اينهاست كه گاهى هماهنگى ظاهر و باطن را بر هم مىزند و از كوزه چيزى برون مىتراود كه در آن نيست.
مرحوم علامه خويى در شرح اين جمله، مطلب ديگرى دارد. او بعد از آن اشاره به تناقض صورى صدر و ذيل اين بخش از خطبه مىگويد: من بعد از تدبّر و تفكر بسيار در چند روز و توسّل به جدم امير مؤمنان، به اين نتيجه رسيدم كه حضرت به استناد كلام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىخواهد اشاره به اين نكته كند كه اگر كسى بر خلاف آن اصل كلى، ظاهر و باطن خود را هماهنگ نديد بايد كوشش كند آن را در جهت صلاح، هماهنگ سازد؛ يعنى اگر باطن خوب بود و عمل بد، سعى در اعمال صالحه كند و اگر عمل، خوب بود و باطن بد، تلاش در اصلاح باطن نمايد. [١] گر چه اين سخن، سخنى است صحيح؛ ولى استفاده اين معنا از جملههاى ياد شده خالى از اشكال نيست و به نظر مىرسد تفسير اوّل مناسبتر است.
سپس در بخش پايانى اين خطبه، امام عليه السّلام در تكميل گفتار سابق در زمينه هماهنگى ظاهر و باطن و لزوم پاكسازى درون براى پاك شدن برون، چنين مىفرمايد: «بدان هر عملى رويشى دارد و هيچ رويشى از آب بىنياز نيست و آبها مختلفند آن چه آبيارىاش پاكيزه باشد نهالش پاك و ميوهاش شيرين است و آن چه آبياريش ناپاك باشد نهالش ناپاك و ميوهاش تلخ خواهد بود» (و اعلم أنّ لكلّ عمل نباتا. و كلّ نبات لا غنى به عن الماء، و المياه مختلفة؛ فما طاب سقيه، طاب غرسه و حلت ثمرته، و ما خبث سقيه، خبث غرسه و أمرّت ثمرته).
امام عليه السّلام در اين تشبيه زيبا، انسان و اعمالش را به درختان و ميوههايش تشبيه نموده
[١] منهاج البراعه، جلد ٩، صفحه ٢٤٨. (با تلخيص).