پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٧ - شرح و تفسير يا جهاد يا در انتظار مرگ و ذلت بودن
بيهودگى فرو مىرويد (و فرصتها را از دست مىدهيد) و اگر با شما بجنگند ضعف و ناتوانى نشان مىدهيد؛ هرگاه مردم، اطراف پيشوايى گرد آيند طعنه مىزنيد و اگر شما را براى حل مشكلى بياورند عقب نشينى مىكنيد» (أيّتها الفرقة الّتي إذا أمرت لم تطع، و إذا دعوت لم تجب. إن أمهلتم خضتم [١]، و إن حوربتم خرتم [٢] و إن اجتمع النّاس على إمام طعنتم، و إن أجئتم [٣] إلى مشاقّة [٤] نكصتم [٥]).
امام عليه السّلام در اين عبارت، به چهار نقطه ضعف مردم پيرامونش اشاره مىكند: نافرمانى، بى توجهى به فراخوانى، استفاده نكردن از مهلتها و فرصتها و ضعف نشان دادن در ميدان نبرد.
به يقين هر يك از اين موارد مىتواند عاملى براى شكست باشد تا چه رسد به تمام اينها.
سپس آنها را سرزنشى آميخته با محبّت مىكند و مىفرمايد: «دشمنتان بىپدر باد! منتظر چه نشستهايد؟! در مقابل يارى خود و جهاد براى به دست آوردن حق خويش جز مرگ يا ذلت (نصيب شما خواهد شد)؟» (لا أبا لغيركم! ما تنتظرون بنصركم و الجهاد على حقّكم؟ الموت أو الذّلّ لكم؟). [٦]
[١] «خضتم» از ماده «خوض» (بر وزن حوض) به گفته راغب در مفردات ورود تدريجى در آب و راه رفتن در آن است، سپس به معناى كنايى شروع در كارهاى بد و يا سخنان زشت آمده است.
[٢] «خرتم» از ماده «خوار» به معناى فرياد كشيدن گرفته شده و از آن جا كه فرياد زدن غالبا از ضعف و ناتوانى ناشى مىشود، اين واژه به معناى ضعف و ناتوانى آمده است.
[٣] «أجئتم» از ماده «اجاء» از ريشه «مجيئى» گرفته شده كه به معناى آوردن شخص يا چيزى است؛ بنابر اين «ان اجئتم» يعنى اگر شما را بياورند.
[٤] «مشاقة» به معناى صعوبت و سختى و عداوت و دشمنى است و از ماده «شق» (بر وزن حق) به معناى شكافتن و پراكنده كردن گرفته شده است.
[٥] «نكصتم» از ماده «نكص» (بر وزن عكس) به معناى عقب گرد گرفته شده است.
[٦] بسيارى از شارحان نهج البلاغه جمله «الموت او الذلّ لكم» را نوعى نفرين گرفتهاند؛ يعنى مرگ بر شما باد يا ذلت. در حالى كه ظاهر جمله چيزى غير از اين است. امام عليه السّلام مىخواهد نتيجه سستى و ضعف آنها را در جهاد بيان كند؛ يعنى نتيجه عمل شما يكى از اين دو چيز است: يا مرگ يا ذلت؛ به خصوص اين كه جمله «لا ابا لغيركم» كه قبل از آن آمده و جمله «للّه أنتم» كه بعد از آن نقل شده، نشان مىدهد، حضرت در مقام نفرين نبوده است؛ بلكه همان گونه كه خود اين شارحان نيز اعتراف دارند در مقام ابراز لطف و مهربانى بوده است.