پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٠ - شرح و تفسير
نخست گروهى كه از دين به سرعت خارج شدند؛ تصوّر مىكنند دين دارند؛ در حالى كه فاصله آنها از دين واقعى و خالص بسيار زياد است؛ همچون خوارج نهروان كه در تاريخ و بر اساس روايات به «مارقين» شهرت يافتند؛ تعبّد و پاىبندى آنها به ظاهر دين چنان بود كه افراد ناآگاه آنان را از دينداران جدّى مىپنداشتند؛ در حالى كه از دين فقط به ظاهر و پوستهاى قناعت كرده بودند و از حقيقت اسلام بيگانه بودند.
دوّم گروه بدعت گذارانند كه دين را مطابق سليقه خود تغيير مىدهند و در واقع، فكر ناقص و هواى نفس خويش را بر احكام الهى مقدّم مىدارند كه نمونههاى آن در عصر خلفا كم نبود.
سوّم، گروهىاند كه آگاهانه با احكام خدا به مخالفت بر مىخيزند و آن چه را با منافع زودگذرشان سازگار نيست به راحتى كنار مىگذارند. جمله معروف معاويه به مردم كوفه به هنگامى كه فاتحانه وارد كوفه شد و گفت: «به خدا سوگند! با شما پيكار نكردم تا نماز بخوانيد و روزه بگيريد و حجّ بجا آوريد و زكات دهيد. شما اين كارها را انجام مىدهيد؛ من فقط براى اين با شما پيكار كردم كه بر شما حكومت كنم (و طبق روايتى بر گردن شما سوار شوم)» [١] نمونه روشنى از آن است.
مسلّما كسانى كه در اين راههاى انحرافى گام نگذارند و گرفتار وسوسههاى شيطان و هواى نفس نشوند كسانىاند كه «ربنا اللّه» گفتهاند و در طريق مستقيم، گام نهادند و فرشتگان پروردگار بر آنها نازل مىشوند و به آنها بشارت بهشت مىدهند.
(١) اين سخن را بسيارى از مورخان و محدثان در كتابهاى خود نقل كردهاند؛ از جمله در مصنّف ابن ابى شيبه (جلد ٧، صفحه ٢٥١) و تاريخ دمشق (جلد ٥٢، صفحه ٣٨٠) و البداية و النهاية ابن كثير (جلد ٨، صفحه ١٤) و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد (جلد ١٦، صفحه ١٥) نقل شده است و در ذيل بعضى از اين نقلها آمده است كه با صراحت گفت: من هر شرطى را با هر كس كردهام زير پاى خود قرار دادهام (اشاره به اين كه به شرايط صلح با امام حسن عليه السّلام پاى بند نيستم).