پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٨ - شرح و تفسير
شرح و تفسير
در آغاز اين بخش از خطبه، امام عليه السّلام اشاره سربستهاى به حوادث گذشته مىكند و مىفرمايد: «آگاه باشيد! مقدّرات پيشين به وقوع پيوست و قضاى (الهى) انجام يافت (و سرانجام خلافت به اهلش رسيد)» (ألا و إنّ القدر السّابق قد وقع، و القضاء الماضي قد تورّد [١]).
در اين كه منظور از «قضا» و «قدر» در اين عبارت چيست؟ شارحان نهج البلاغه احتمالات گوناگونى دادهاند؛ ولى با توجّه به بيانات آن حضرت كه بعد از اين نقل شده، بعيد نيست كه اشاره به مسائل مربوط به زمامدارى آن حضرت- كه در سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيش بينى شده بود و قيام گروهى از پيمان شكنان و مفسدان بر ضد آن حضرت- باشد.
روشن است منظور از قضا و قدر- همان گونه كه در شرح اين موضوع در جاى خود گفتهايم- اجبار بندگان و سلب اختيار از آنها نيست؛ بلكه آثار افعال اختيارى بشر نيز نوعى قضا و قدر است؛ مثلا خداوند، مقدر ساخته آنها كه سخت كوش و با استقامتاند در زندگى پيروز شوند و افراد تنبل و وادادهاند عقب بمانند؛ گرچه اين امور به اختيار انسان قرار مىگيرد، ولى خداوند مسبب الاسباب آثارى براى آن قرار داده كه قضا و قدر آن محسوب مىشود؛ البتّه قضا و قدرهاى الزامى نيز هست كه در خارج محدوده افعال انسانى است. [٢] سپس وظيفه مردم را نسبت به آينده بيان كرده، مىفرمايد: «من به اتكاى وعدههاى الهى و با دليل و حجت او سخن مىگويم. خداوند مىفرمايد: كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست، سپس در مسير مستقيم، ثابت ماندند، فرشتگان الهى بر آنها نازل مىشوند (و به آنها مىگويند:) نترسيد، اندوهگين مباشيد و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به
[١] «تورّد» از ماده «ورود» به معناى داخل شدن گرفته شده و واژه «تورد» در مواردى به كار مىرود كه چيزى به تدريج وارد شود.
[٢] شرح بيشتر را ذيل آيات قضا و قدر در تفسير نمونه، جلد ٢٣، ذيل آيه ٤٩ سوره قمر و كتاب «انگيزه پيدايش مذهب» بخوانيد.