پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٠ - شرح و تفسير نقد خويشتن!
أنّ المؤمن لا يصبح و لا يمسي إلّا و نفسه ظنون [١] عنده، فلا يزال زاريا [٢] عليها و مستزيدا لها).
مىدانيم يكى از حجابها و موانع راه تكامل انسان، حبّ ذات است كه عيوبش را در نظرش زيبا و ضعفها را نقاط قوّت نشان مىدهد؛ بنابر اين اگر كسى مىخواهد راه پيشرفت و كمال را بپويد بايد نسبت به خويشتن بدبين باشد و همواره در برابر صفات و اعمال خويش بر كرسى نقد بنشيند تا پردههاى حبّ ذات را كنار زند و واقعيت خويش را آن گونه كه هست ببيند. اين نكته مهمى است كه امام عليه السّلام در اين عبارت كوتاه، طىّ سه جمله بيان فرموده است؛ نخست مىگويد: نسبت به خويش بدگمان باش؛ سپس مىفرمايد: خود را نقد كن؛ و سرانجام مىافزايد: خود را به كمال مطلوب برسان.
در خطبه همّام كه صد و ده درس اخلاقى را تشكيل مىدهد نيز به همين نكته اشاره شده؛ مىفرمايد: «فهم لأنفسهم متّهمون؛ پرهيزگاران كسانىاند كه خود را متهم مىسازند (و از خوشبينىهاى بى جا در مورد صفات و افعال خويش اجتناب مىكنند).
سپس امام عليه السّلام براى تشويق مخاطبان خود- يعنى همه انسانها- به ترك دنيا پرستى، الگويى از صالحان پيشين به آنان نشان مىدهد؛ مىفرمايد: «همچون سابقين و گذشتگان (صالح) خود باشيد كه قبل از شما بودند. آنها شبيه مسافرى بودند كه عمودهاى خيمه را بر گرفته و طى طريق مىكند (دنيا را گذر گاهى مىبيند به سوى سراى
[١] «ظنون» صيغه مبالغه از ماده «ظن» (به معناى گمان) است و معمولا در اين موارد به معناى گمان بد به كار مىرود؛ بنابر اين ظنون در اين جا به معناى كسى است كه نسبت به خويش با چشم انتقاد مىنگرد و متهم مىسازد و ماده «ظن» گاه به معناى چيز كم آمده؛ بنابر اين ظنون به افراد ضعيف و بى دست و پا گفته مىشود و در خطبه ياد شده همان معناى اوّل قصد شده است.
[٢] «زارى» به معناى عيبجو از ماده «زرى» (بر وزن زرع) به معناى عيب جويى گرفته شده است.