پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨ - نكته جاذبه گفتار امام عليه السّلام
عايشه گفت: «هر كس را نزد على مىفرستم او را مخالف ما مىكند و بر ضد ما مىشوراند». [١] شبيه اين معنا، چيزى است كه درباره مردى به نام «خداش»، فرستاده طلحه و زبير واقع شد كه شرح آن را مرحوم كلينى در كتاب كافى نقل كرده است [٢] و خلاصه آن چنين است كه اين مرد، فرستاده طلحه و زبير و حامل پيامى براى امير مؤمنان على عليه السّلام بود. قبلا به او گفتند: «به دقّت مراقب باش كه على عليه السّلام سحر بيان دارد و تو را مجذوب خود مىكند.
اگر تو را به غذا و استراحت و جلسه سرّى دعوت كرد، نپذير. زياد به صورت او نگاه نكن.
فريب را مخور و زمانى كه او را ديدى آيه سخره: «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ» [٣] را بخوان تا از سحر او در امان باشى. با خشونت با او سخن بگو و پيام ما را برسان و بازگرد».
هنگامى كه خداش خدمت حضرت رسيد، حضرت نگاهى به او كرد و خنديد و فرمود:
«بيا پيش من بنشين.» گفت: همين جا كه هستم خوب است. فرمود: آب و غذايى نزد ما بخور، بعد سخنت را بگو؛ گفت: «به هيچ چيز نياز ندارم» فرمود: «در مجلس خصوصى بنشينيم و صحبت كن.» گفت: «من چيزى پنهانى ندارم.» فرمود: «راست بگو: تمام اين دستورات را زبير به تو نداد؟!» عرض كرد: «آرى» فرمود: «سخنى به تو ياد نداد كه وقتى مرا ديدى بگويى؟» عرض كرد: «آرى» فرمود: «آيه سخره نبود؟» عرض كرد: «آرى.» فرمود:
[١] شرح نهج البلاغه خويى، جلد ١٠، صفحه ١١٥، با اندكى تلخيص.
[٢] اصول كافى، جلد ١، صفحه ٣٤٣.
[٣] اعراف، آيات ٥٤- ٥٦.