پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٣ - ترجمه
بخش اوّل
فقال: أرأيت لو أنّ الّذين وراءك بعثوك رائدا تبتغي لهم مساقط الغيث، فرجعت إليهم و أخبرتهم عن الكلا و الماء، فخالفوا إلى المعاطش و المجادب، ما كنت صانعا؟ قال: كنت تاركهم و مخالفهم إلى الكلاء و الماء.
فقال- عليه السّلام- فامدد إذا يدك. فقال الرّجل: فو اللّه ما استطعت أن أمتنع عند قيام الحجّة عليّ، فبايعته عليه السّلام.
و الرّجل يعرف بكليب الجرميّ.
ترجمه
: امام فرمود: بگو ببينم اگر آنها تو را به عنوان «پيشگام قافله» فرستاده بودند كه محل نزول باران (و جايگاه آب و گياه) را براى آنان بيابى (و تو اين كار را مىكردى) سپس به سوى آنها باز مىگشتى و از مكان آب و گياه آگاهشان مىساختى، ولى آنها با تو مخالفت مىكردند و به سوى سرزمينهاى بى آب و علف روى مىآوردند، تو چه مىكردى؟ در جواب گفت: آنها را رها مىساختم و به جايى كه آب و گياه بود مىرفتم.
امام عليه السّلام فرمود: پس دستت را دراز كن (و بيعت كن كه به سرچشمه آب زلال رسيدهاى).
آن مرد مىگويد: به خدا سوگند! با روشن شدن حق بر من، توانايى امتناع در خود نيافتم و با آن حضرت بيعت كردم.
مرحوم سيّد رضى رحمه اللّه مىفرمايد: اين مرد به نام «كليب جرمى» معروف بود.