پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩ - ١- مشكلات در راه اجراى عدالت
نكته
١- مشكلات در راه اجراى عدالت
آن چه امام عليه السّلام در اين خطبه بيان فرموده، يك مطلب جدّى است؛ نه آن گونه كه بعضى پنداشتهاند جنبه اسكاتى داشته باشد. به راستى در آن زمان، شورشيان بر ضدّ عثمان، نيرومند بودند و به همين سبب، حتّى بعضى از صحابه كه موافق عثمان بودند، جرأت مقابله با آنها را به هنگام قتل عثمان نداشتند.
و از آن مهمتر اين كه معاويه، هنگامى كه به قدرت رسيد و سالها از اين ماجرا گذشته بود و اساسا تمام قدرت خود را به بهانه خونخواهى عثمان به چنگ آورده بود، جرأت نكرد قاتلان عثمان را محاكمه كند و گروهى را كه در قتل او شركت داشتند شناسايى نمايد؛ بلكه هنگامى كه معاويه (بعد از شهادت على عليه السّلام و تسلّط بر اوضاع) وارد مدينه شد.
به خانه عثمان رفت. دختر عثمان كه عايشه نام داشت فرياد كشيد و گريه كرد و صدا زد:
پدر جان! كجايى؟ (و منظورش انتقام خون عثمان از قاتلان بود) معاويه گفت: دختر برادرم! مردم تسليم ما شدند و ما هم به آنها امان داديم. ما نوعى بردبارى- كه زير آن خشم نهفته است- در برابر آنها اظهار داشتيم. آنان هم تسليمى- كه زير آن كينه نهفته است- اظهار داشتند و هر يك شمشير خود را همراه دارند؛ اگر ما پيمان آنها را بشكنيم، آنها نيز پيمان ما را خواهند شكست و نمىدانيم پايانش به نفع ماست يا زيان ما! (بهتر اين است كه سكوت كنيم و خلافت ما متزلزل نشود) تو دختر عموى خليفه باشى بهتر از اين است كه يك زن عادى باشى! [١] (اشاره به اين كه وقتى خلافت من بر باد رود، تو هم يك فرد عادى بيش نخواهى بود).
(١) عقد الفريد، جلد ٥، صفحه ١١٣.