پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥ - ترجمه
سخن نشان مىدهد كه تفسير اوّل صحيحتر است؛ زيرا امام عليه السّلام در جمله بعد مىفرمايد:
«اما به زودى خداوند آنها (يارانش) را براى بدترين روزى كه بنى اميّه در پيش دارند متحد خواهد كرد؛ آن گونه كه قطعههاى پراكنده ابر پاييزى جمع مىشود» (على أنّ اللّه تعالى سيجمعهم لشرّ يوم لبني أميّة، كما تجتمع قزع [١] الخريف [٢]).
سپس مىافزايد: «خداوند همه آنها را گرد مىآورد و در ميان آنان الفت برقرار مىسازد؛ سپس آنان را همچون ابرهاى متراكم به هم مىپيوندد و به دنبال آن، درهاى فتح و پيروزى را به روىشان گشايد» (يؤلّف اللّه بينهم، ثمّ يجمعهم ركاما [٣] كركام السّحاب؛ ثمّ يفتح لهم أبوابا).
در ادامه اين سخن، هجوم شديد علاقهمندان مكتب اهل بيت عليهم السّلام را به جمعيّت بنى اميّه، اين گونه بيان مىكند:
«آنها همانند سيل خروشانى از جايگاه خود حركت مىكنند؛ همچون سيل (عظيم سرزمين قوم سبأ) كه دو باغستان (بسيار گسترده دو طرف نهر عظيم سرزمين سبأ) را درهم كوبيد كه در برابر آن هيچ برجستگى بر سطح آن زمين باقى نماند؛ نه كوههاى استوار و نه تپهها و آنها چيزى مانع جريان آن نشد؛ نه كوههاى عظيم و نه تپههاى بلند» (يسيلون من مستثارهم [٤] كسيل الجنّتين، حيث لم تسلم عليه قارة [٥]، و لم تثبت عليه أكمة [٦]، و لم يردّ سننه [٧] رصّ [٨] طود [٩]، و لاحداب [١٠] أرض).
[١] «قزع» جمع «قزعة» (بر وزن ثمره) به معناى قطعههاى ابر است و گاه به چيزهاى ديگرى كه داراى قطعات پراكنده است، اطلاق مىشود.
[٢] «خريف» به معناى فصل پاييز است.
[٣] «ركام» از ماده «ركم» (بر وزن مكر) به معناى اشيايى كه روى هم متراكم مىشوند، گرفته شده است.
[٤] «مستثار» به معناى محل فوران و بيرون ريختن چيزى است و از ماده «ثور» (بر وزن فور) به معناى هيجان است.
[٥] «قارة» به معناى كوه كوچك است.
[٦] «اكمة» به معناى تل و تپه است.
[٧] «سنن» به معناى طريقه و مسير مادى يا معنوى است.
[٨] «رصّ» به معناى محكم از «رصاص» به معناى سرب گرفته شده است.
[٩] «طود» به معناى كوه بزرگ است.
[١٠] «حداب» جمع «حدب» (بر وزن هدف) تپه و محل مرتفع است.