پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٣ - شرح و تفسير ترسيم دقيقى از زيبايىهاى طاووس
و مغرزها [١] إلى حيث بطنه كصبغ الوسمة [٢] اليمانيّة، أو كحريرة ملبسة مرآة ذات صقال [٣]).
در سوّمين ويژگى مىفرمايد: «گويى بر اطراف گردنش معجرى است سياه رنگ كه به خود پيچيده؛ ولى از كثرت شادابى و درخشندگى به نظر مىرسد كه رنگ سبز پر طراوتى با آن آميخته شده» (و كأنّه متلفّع [٤] بمعجر [٥] أسحم [٦]؛ إلّا أنّه يخيّل لكثرة مائه، و شدّة بريقه، أنّ الخضرة النّاضرة ممتزجة به).
سپس در چهارمين ويژگى مىافزايد: «و در كنار گوشش خط باريك بسيار سفيدى همچون نيش قلم به رنگ گل بابونه كشيده شده كه بر اثر سفيدى درخشندهاش در ميان آن سياهى تلألؤ خاصّى دارد» (و مع فتق سمعه خطّ كمستدقّ [٧] القلم في لون الأقحوان [٨]، أبيض يقق [٩]، فهو ببياضه في سواد ما هنالك يأتلق [١٠]).
و سرانجام در بيان پنجمين ويژگى مىفرمايد: «كمتر رنگى (در جهان) يافت مىشود كه طاووس از آن بهرهاى نگرفته باشد؛ با اين فرق كه شفافيّت و درخشندگى و تلألؤ حرير
[١] «مغرز» محل قرار گرفتن يا محل فرو رفتن چيزى است.
[٢] «وسمه» رنگ خاصى بوده كه ابرو يا محاسن را با آن رنگ مىكردند.
[٣] «صقال» و صيقل به يك معناست.
[٤] «متلفع» به معناى پيچيده شده از ماده «لفع» (بر وزن نفع) به معناى فرا گرفتن و گرداگرد چيزى را پوشاندن است.
[٥] «معجر»، روسرى و مقنعه.
[٦] «اسحم» به معناى سياه است.
[٧] «مستدق» به معناى باريك و نازك است و از ماده «دق» (بر وزن حق) گرفته شده.
[٨] «أقحوان» به معناى بابونه سفيد است.
[٩] «يقق» به معناى بسيار سفيد از ماده «يقوقه» گرفته شده است.
[١٠] «يأتلق» يعنى مىدرخشد از ماده «ألق» (بر وزن دلق) گرفته شده.