پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٢ - شرح و تفسير عجيبترين پرنده جهان
في ضفّتي [١] جفونه [٢]، و أنّ أنثاه تطعم ذلك، ثمّ تبيض لا من لقاح فحل سوى الدّمع المنبجس [٣]، لما كان ذلك بأعجب من مطاعمة [٤] الغراب).
اشاره به اين كه نبايد از چنين خرافهاى درباره طاووس تعجب كرد؛ زيرا عجيبتر از آن را درباره كلاغ گفتهاند. مىگويند: كلاغ، آميزش جنسى ندارد؛ بلكه به هنگامى كه مىخواهد جنس ماده را باردار كند منقار خود را در منقار او مىنهد و كمى آبى كه در چينهدان او هست به ماده منتقل مىكند و او باردار مىشود؛ در حالى كه اين سخن باطل است و بارها آميزش جنسى كلاغ مشاهده شده است؛ هر چند سعى دارد دور از انظار انسانها باشد و لذا آميزش جنسى او كه يك امر پنهانى است در زبان عربى ضرب المثل شده است و گفتهاند: «أخفى من سفاد الغراب؛ پنهانتر از آميزش جنسى كلاغ».
ممكن است سرچشمه اين اشتباه آن باشد كه بسيارى از پرندگان، قبل از آميزش جنسى، منقار در منقار هم مىنهند و اين سبب اشتباه بعضى شده است. ممكن است شبيه آن در مورد اشك طاووس وجود داشته باشد كه قبل از آميزش جنسى، جنس ماده اشك جنس نر را مىنوشد. [٥]
[١] «ضفه» به معناى ساحل دريا يا نهر است و در خطبه ياد شده پلكها تشبيه به ساحل نهر شده است.
[٢] «جفون» جمع «جفن» (بر وزن جفت) به معناى پلك چشم است.
[٣] «منبجس» از ماده «انبجاس» از ريشه «بجس» (بر وزن نحس) به معناى بيرون ريختن آب به صورت خفيف و ملايم است.
[٤] «مطاعمه» از ماده «طعم» به معناى غذا خوردن با يكديگر است و سپس به كار حيواناتى كه منقارهاى خود را در يكديگر داخل مىكنند، گفته شده است؛ گويا هر يك به ديگرى غذا مىدهد.
[٥] بنابر آن چه ذكر شد، جواب قضيه شرطيه «و لو كان ...» جمله «لما كان ذلك با عجب ...» مىباشد.