پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤ - شرح و تفسير اتمام حجت امام عليه السّلام با عثمان
قحافه (ابو بكر) و پسر خطاب (عمر) در اجراى اعمال نيك از تو سزاوارتر نبودند؛ چرا كه تو به رسول خدا از نظر پيوند خويشاوندى از آن دو نزديكترى تو به افتخار دامادى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نائل شدى كه آنها نشدند. خدا را! خدا را! (اى عثمان) به جان خود رحم كن؛ چرا كه به خدا سوگند! تو كور نيستى تا بينايت كنند و جاهل نيستى تا تعليمت دهند؛ زيرا راهها آشكارند و نشانههاى دين بر پا و روشن! (از خدا بترس و به كار مردم رسيدگى كن)
شرح و تفسير اتمام حجت امام عليه السّلام با عثمان
براى روشن شدن محتواى خطبه لازم است به شرايط و اوضاعى كه سبب گفتگوى امام عليه السّلام با عثمان با اين لحن و اين بيان شد اشاره كنيم و از همه بهتر اين كه زمام قلم را به دست مورّخ معروف، طبرى بسپاريم. او مىگويد:
«هنگامى كه مردم، اعمال عثمان را ديدند (منظور حيف و ميل عظيم در بيت المال و سپردن مقامهاى كليدى حكومت اسلامى به دست نا اهلان و ظالمان و ستمگران) جمعى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه در مدينه بودند، نامهاى به لشكريان اسلام كه در مرزها پراكنده شده بودند نوشتند كه مضمونش چنين بود: «شما براى جهاد در راه خداوند متعال و عظمت دين محمد خارج شديد، ولى بدانيد آيين محمد را كسى كه در اين جاست خراب كرده، بياييد و آيين او را نجات دهيد».
سربازان از هر سو به مدينه آمدند (به ويژه گروه عظيمى از مصريان كه مورد ظلم و ستم عمّال خليفه قرار گرفته بودند در مدينه حاضر شدند و بعد از حوادث زيادى) سرانجام عثمان به دست مردم كشته شد. [١] در همان زمان كه فرياد مردم از مظالم عثمان برخاسته بود گروهى خدمت امام عليه السّلام آمدند و براى پايان دادن به وضع موجود از طريق مسالمت آميز از آن حضرت خواستند
[١] تاريخ طبرى، جلد ٣، صفحه ٤٠١- ٤٠٠، حوادث سنه ٣٥ ق.