پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠ - نكته به گوينده بنگريم يا به سخنش؟!
را كافى مىشمرند و صلح كل متصوفه را زنده كردهاند، چيزى است كه نه با منطق قرآن سازگار است و نه با كلمات پيشوايان بزرگى همچون امام على عليه السّلام.
در پايان اين بخش، امام عليه السّلام روى به درگاه خدا مىآورد و توكّل خويش را به ذات پاكش بيان مىكند و مىفرمايد: «به خدا توكّل مىكنم؛ توكّلى همراه با توبه و بازگشت به سوى او و از او هدايت مىطلبم، به راهى كه به سوى بهشتش منتهى مىشود و به منزلگاه مورد رضايش مىرسد» (و أتوكّل على اللّه توكّل الإنابة إليه. و أسترشده السّبيل المؤدّية إلى جنّته، القاصدة إلى محلّ رغبته).
اين تعبير ممكن است اشاره به اين باشد كه اسباب سعادت بشر با بعثت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و آيين پاكى كه او آورده فراهم است. تنها چيزى كه باقى مىماند پيمودن راه از سوى ماست كه آن هم با توكّل بر ذات پاك او و استرشاد و تقاضاى راهنمايى از حق، ميسّر مىشود، از اين رو امام عليه السّلام در پايان اين بخش از خطبه، بر خدا توكّل مىكند و از او براى پيمودن اين راه نورانى يارى مىطلبد.
گر چه اين جمله، معروف است كه «أنظر إلى ما قال و لا تنظر إلى من قال؛ به گفتار بنگر نه به گوينده». [١] ولى اين سخن در مورد مطالب روشن و منطقى صادق است و در مواردى كه مسائل مهم و پيچيده و انديشههاى يك مكتب مطرح است به يقين بايد «من قال» و آورنده آن از هر نظر شناخته شده باشد تا بتوان بر او اعتماد كرد و او را الگو و اسوه خود قرار داد؛ لذا قرآن مجيد در موارد مختلف به معرّفى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و بيان
[١] اين سخن در كلام على عليه السّلام طبق نقل غرر الحكم، حديث ١٠١٨٩ نيز ذكر شده است؛ آن جا كه مىفرمايد: «لا تنظر إلى من قال و انظر إلى ما قال».