پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤ - شرح و تفسير چرا به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله تأسّى بجوييم؟
عقل خودش بنگرد كه آيا خدا با اين كار پيامبرش را گرامى داشت يا به او اهانت كرد؟ اگر كسى بگويد: خدا با اين كار (گرفتن زخارف دنيا از آن حضرت) به او اهانت نموده- سوگند به پروردگار متعال- كه دروغ گفته است؛ دروغى بزرگ و اگر بگويد: او را گرامى داشته پس بايد بداند كه ديگران را (كه غرق زينتهاى دنيا هستند) گرامى نداشته است؛ چرا كه دنيا را براى آنها گسترده و از مقرّبترين افراد به خودش دريغ داشته است؛ بنابر اين (كسى كه مىخواهد سعادتمند شود) بايد به پيامبر خود تأسى جويد، گام در جاى گامهايش نهد و از هر درى كه او داخل شده وارد شود و الا از هلاكت (و گمراهى) ايمن نخواهد بود؛ زيرا خداوند، محمّد- كه درود خدا بر او و خاندانش باد- را نشانه قيامت و بشارت دهنده بهشت و بيم دهنده كيفر قرار داده است. او با شكم گرسنه از اين جهان رحلت كرد و با سلامت (روح و ايمان) به سراى ديگر وارد شد. او تا آن زمان كه از جهان رخت بر بست و دعوت حق را اجابت كرد سنگى روى سنگ ننهاد (و خانه محكمى براى خود نساخت) چه منّت بزرگى خدا بر ما نهاده كه چنين پيشوا و رهبرى به ما عنايت كرده، تا راه او را بپوييم و قدم در جاى قدمهاى او نهيم. به خدا سوگند! آن قدر اين پيراهنم را وصله زدم كه از وصله كننده آن شرم دارم (تا آن جا كه) كسى به من گفت: چرا اين پيراهن كهنه را دور نمىافكنى؟ گفتم: از من دور شو. صبحگاهان، رهروان شب را ستايش مىكنند! (و فرداى قيامت وضع ما روشن مىشود).
شرح و تفسير چرا به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله تأسّى بجوييم؟
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه، همان مطلب مهمّى را كه در بخشهاى قبل در نكوهش دنيا و دنيا پرستان بيان فرمود، از طريق ديگر و با تأكيد بيشتر تعقيب مىكند.
نخست به صورت يك استدلال منطقى مىفرمايد: «در زندگى رسول خدا- كه درود خدا بر او و خاندانش باد- امورى است كه تو را به بدىها و عيوب دنيا راهنمايى مىكند؛ چرا كه او