پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨ - شرح و تفسير زندگى زاهدانه انبيا
و سراجه باللّيل القمر، و ظلاله في الشّتاء مشارق الأرض و مغاربها، و فاكهته و ريحانه ما تنبت الأرض للبهائم؛ و لم تكن له زوجة تفتنه، و لا ولد يحزنه، و لا مال يلفته، و لا طمع يذلّه، دابّته رجلاه، و خادمه يداه!).
منظور از جمله «كان إدامه الجوع» اين است كه غالبا تنها به نان قناعت مىكرد و نان خورشى نداشت. و جمله «ظلاله في الشّتاء ...» اشاره به اين است كه براى دفع سرماى زمستان از تابش آفتاب استفاده مىكرد كه صبحها به طرف غرب مىتابد و عصرها به طرف شرق.
حضرت مسيح عليه السّلام در زمانى ظهور كرد كه دنيا پرستان بنى اسرائيل زندگى پر زرق و برق، سفرههاى رنگين، كاخهاى پر تجمل، همسران زيبا، لباسهاى زينتى و مركبهاى گرانبها داشتند.
حضرت مسيح عليه السّلام براى اين كه هشدارى به همه آنها بدهد و از آن زندگى كه مايه هزار شور و شر و گرفتارى در زنجيرهاى اسارت بود به يك زندگى ساده و عاقلانه و كم هزينه متوجّه سازد، اين راه سخت را براى خود برگزيد و از آن جا كه اصول مشكلات زندگى انسان و انواع ذلّتهايى كه به آن، تن مىدهد، در اين چند موضوع خلاصه مىشود، خانههاى پر زرق و برق، همسران زيبا و پر فتنه، فرزندان پر هزينه، اموالى كه نگهداشتن و حساب و كتاب آنها مايه رنج و مصيبت فراوان است، مركبها و خادمان پر خرجى كه هر يك بخشى از افكار انسان را به خود مشغول مىسازند و از هر چه غير آن است باز مىدارند حضرت مسيح عليه السّلام به همه آنها پشت پا زد و از رنگ همه اين تعلّقات آزاد شد تا خفتگان را بيدار سازد و همگان را غلام همت خويش سازد.
|
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود |
ز هر چه رنگ تعلّق پذيرد آزاد است! |