فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢١ - بخش اول كليات
سوى ديگر در ترويج عقايد و ايدئولوژى خود استدلال را جايگزين زور مىنمايد. اما در تز استكبار و در عملكرد او هم چنين است؟
در پايان اين بحث، اين نكته را بايد اضافه كنيم كه گرچه صاحبنظران در سياست بينالمللى معمولاً نظام بينالمللى را نظامى فاقد اقتدار عالى و مسلط توصيف كردهاند؛ اما بجز استناد به واقعيت موجود نظام استكبارى و نقطهنظرهاى منفى مربوط به امپرياليزم به بررسى موشكافانه روشهاى معقول ديگر پرداختهاند.
ديدگاه اسلام در زمينه تز صلح براى جهان را مىتوان به عنوان الگويى معقول از طرح نظام بينالمللى با اقتدار عالى و نه مسلط مورد بررسى قرار داد. فراموش نكنيم كه ما در شرايطى از تز اسلامى صلح مسلح و صلح براى جهان و پاسدارى از صلح با اقتدار عالى سخن مىگوييم كه تنها يك بمب اتمى آزمايش شده شوروى سابق در سال ( [١] ٩٦١ م) داراى قدرتى برابر شصت و يك مگاتن تىانتى يعنى بيش از همه سلاحهاى به كار رفته در جنگ جهانى دوم بود و بر اساس گزارش سالهاى قبل (١٩٩٠ م) امريكا بيش از هزار كلاه هستهاى استراتژيك دارد كه قدرت تخريبى هر يك از آنها بيش از بمبهايى است كه هيروشيما و ناكازاكى را در سال (١٩٤٥ م) نابود ساختند١ و كل هزينههاى نظامى جهان در سال (١٩٨٥ م) در حدود ٩٤٠ ميليارد دلار يعنى تقريباً چهار برابر رقم مربوط به سال (١٩٧٠ م) بوده است كه هشتاد درصد اين رقم مربوط به اقطاب سياست بينالمللى است. [٢]
مبحث ششم: انعطافپذيرى
انعطافپذيرى در روابط بينالمللى به عنوان يك سياست استراتژيك نه تاكتيكى نقش مهمى را در ثبات و تداوم صلح ايفا مىكند.
هنگامى كه سياستگذاران تحت فشارهاى شديد به تصميمگيريهاى مهمى مىپردازند انعطافپذيرى اصولى مىتواند در حل بسيارى از بحرانهاى منطقهاى يا بينالمللى تأثير تعيينكنندهاى داشته باشد. چنانكه اتخاذ موضوع سرسختانه و دكترين مقاومت و تلافى همه
[١] . همان، ص ٤٧٧.
[٢] . همان، ص ٤٧٨.