فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٧ - بخش اول كليات
ايستادن روى پاى خود بر قدرت كفار تكيه كنند و يا متلازم با ركون به ظالمان باشد از اسلام نبوده و اثر حقوقى بر آن مترتب نخواهد بود.
علامه طباطبايى (ره) در تفسير آيه مىنويسد:
ركون به ظالمان نوعى اعتماد به آنان است كه از روى ميل نسبت به آنان نشأت گرفته باشد.
اين تمايل ممكن است در مورد عقايد دينى آنان صدق كند مانند: آنكه بخشى از مطالب دينى آنان را بگونهاى كه نفى براى آنها داشته باشد نقل كند و يا قسمتى از مطالب دينى آنان را پردهپوشى نمايد تا افشاى آن زيانى به آنان نرساند و زمانى هم در مورد امور مربوط به زندگى آنان صدق مىكند، از قبيل اين كه به آنان اجازه داده شود نوعى مداخله در شئون زندگى مسلمين داشته باشند و يا آن نوع رابطه دوستانه كه موجب اختلاط و اثرپذيرى مسلمين گردد.
چنين عملكردى اگر هم حق طلبانه باشد مستلزم جستجوى حق از طريق باطل و يا احياى حق به وسيله احياى باطل و بالاخره موجب نابودى حق به خاطر احياى باطل خواهد بود. [١]
ب -
براى اثبات اصل نفى سبيل مىتوان به روايات زير استناد نمود.
١. صدوق در كتاب «من لا يحضره الفقيه» از پيامبر اكرم (ص) نقل مىكند:
«الاسلام يعلو و لا يعلى عليه». [٢]
و اين حديث داراى دو قسمت است كه هر كدام مستقلاً مىتواند مستند قاعده باشد.
قسمت اول «الاسلام يعلو» نشان دهنده استعلا و استيلاى مداوم اسلام است و دلالت بر اين دارد كه احكام اسلام دايماً در جهت برترى دادن به مؤمنين و تفوق آنان بر كافران است و مفهوم اين جمله آنست كه هيچ حكمى در اسلام در جهت خلاف اين هدف يعنى ايجاد تفوق و سلطه كافران بر مؤمنان وجود ندارد.
قسمت دوم بهطور صريح اعتلا و استيلا بر اسلام و مسلمين را نفى مىكند و هر نوع عمل، رابطه و حكمى را كه مستلزم تفوق باطل و غيرمسلمين بر اسلام و مسلمين باشد، نامشروع و محكوم مىشمارد.
با دقت در مفاد حديث بوضوح معلوم مىگردد كه حديث در مقام بيان يك حادثه تاريخى و خبر از آينده نيست، بلكه حديث مانند: موارد مشابه آن در مقام تشريح بوده و مفاد آن بيان خصوصيت احكام اسلام است و پيروزى نهايى اسلام بر كفر نيز خود اثرى از آثار اين
[١] . رك: تفسير الميزان، ج ١١ ص ٥٣.
[٢] . من لا يحضره الفقيه، ج ٤ ص ٥٦٧ (چ سالك) و وسائل الشيعه، ج ١٧ ص ٣٧٦ (چ اسلاميه).