إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢١١ - نوشته سنگى در بيت المقدس
به مردمت آموختهاى سوگندت مىدهم، سرنوشتى دوباره برايم رقم زن، و به پيامبر ٧ درود فرست و قرآن را بهار دلم و نور چشم و شفاى دردم و رفتن اندوهم و زدودن حزنم بگردان اى ارحم الراحمين.
و نقل شده كه دعايى را به اين مضمون كه در كتب ادعيه آمده مىخواند و جملات آغازين اين دعا اين است:
«اللّهمّ اقسم لنا من خشيتك ما يحول بيننا و بين معصيتك و من طاعتك ما تبلغنا به جنّتك و ...»
نوشته سنگى در بيت المقدس
از ذو النون مصرى[١] نقل است كه گفت: سنگى را در بيت المقدس يافتم كه بر آن نوشته بود: هر ترسانى مىگريزد، و هر اميدوارى مىطلبد، و هر گنهكارى وحشت دارد، و هر اطاعتكنندهاى انس مىگيرد، و هر قانعى عزيز است، و هر كس از ديگران چيزى بطلبد خوار مىگردد، پس چون در اين جملات انديشه كردم، آنها را بسيار بزرگ يافتم.
و هم ايشان گفته است: مردم در امور خود مىانديشند و در فكرند كه فردا كارها بكنند در صورتى كه قضاى الهى به آنان مىخندد.
[١] او از بزرگان صوفيه بوده، مردى لاغر اندام و سر خرو بود و در سال ٢٤٥ در« جيزه» درگذشت و به زندقه متهم بود و در عصر متوكل مىزيست و با غل و زنجير او را از مصر به بغداد نزد وى بردند و خليفه در باره سخنان مردم با وى گفتگو كرد، اما او همچنان ساكت بود، و متوكل خشمگين شد ذو النون گفت: اگر سخنان مردم را تصديق كنم، به خود دروغ بستهام و اگر تكذيب كنم مسلمانان را دروغگو دانستهام، وى متوكل را نصيحت كرد، به طورى كه او را به گريه درآورد و بعد آزادش كرد، صوفيه از وى كراماتى نقل كردهاند( علامه شعرانى).