إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٠ - باب چهارم ارزش زهد يا ترك دنياپرستى
اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً[١]: (و به او مىگوييم) كتابت را بخوان، كافى است كه امروز، خود حسابگر خويش باشى!.
و گفت:[٢] سوگند به خدا با كسانى دوستى داشتم كه (از ديندارى) نور چشم من بودند و گفتارشان داروى درد سينهها بود و پرهيزشان از حلالها بيش از پرهيز شما از حرامها بود و مراقبتشان در مورد نمازهاى مستحبى، از مراقبت شما در مورد نمازهاى واجب بيشتر بود و ترسشان از كارهاى حسنهاى كه انجام مىدادند، بيش از ترس شما از انجام كارهاى حرام و كيفر آن بود، و سوگند به خدا از ظاهر شدن كارهاى نيكو بيشتر از شما در باره ظاهر شدن گناهان، خوف داشتن و بهگونهاى كه شما كارهاى خلاف را مىپوشانيد، آنها كارهاى خوب را مىپوشانيدند با اين وصف نيكوكار بودند و خائف و شما بدكاريد و خندان، پس بايد فاتحه شما را خواند، (و او استرجاع نمود و گفت: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ)، چقدر گناهان بسيار[٣] و علما كم شدهاند، و سنّت از ميان رفته و قرآن كنار گذارده شده و بدعت آشكار گرديده و مردم در كار دين سست گشتهاند و تعريف كردن را به يك ديگر قرض مىدهند و نيكوكاران از ميان رفته و اوباش و افراد پست، باقى ماندهاند و كار به جايى رسيده كه نزديك است، دعا كنيد و دعايتان مستجاب نشود و كفّار بر شما تسلّط يابند، و فريادرسى نداشته باشيد، پس پاسخ خود را آماده كنيد، كه به زودى از شما خواهند پرسيد، سوگند به خدا اگر عيب يك ديگر را مىدانستيد همديگر را
[١] اسراء/ ١٤
[٢] شايد گوينده حضرت امير ٧ باشد.( م)
[٣] علامه شعرانى: ظهر الخفا و برح الخفا التفجّع على الفضيحة»: در هنگام ناراحتى از ظهور امرى اين جمله را بر زبان مىآورند و عفّت به معناى محو اثر و حثّالة يعنى مردمان فرومايه است و اين واژهها در متن حديث آمده است