إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٤٢ - باب پنجاهم خدايابى و خداشناسى
باب پنجاهم خدايابى و خداشناسى
امام على ٧ فرمود: اينكه مىگوييم خدا واحد[١] است، چهار قسم دارد و دو قسم آن بر خدا محال و دو قسم آن ثابت است.
اما دو چيزى كه بر او روا نيست، اين است كه از واحد قصد عدد شود، يعنى:
[١] علّامه شعرانى: الواحد قد يطلق على معنى اضافى ...
: عدد واحد( يك) گاهى به معناى اضافى اطلاق مىشود و گاهى به معناى غير اضافى و اضافه گاهى به اشخاصى اطلاق مىشود چنان كه گفته مىشود: او يكى از افراد قوم و يكى از افراد مردم است، و گاهى به ماهيتى كلى اطلاق مىشود، چنان كه مىگويند: انسان يكى از انواع حيوان است، و معناى غير اضافى هم دو اعتبار دارد، گاهى به شىء اطلاق مىشود به اين اعتبار كه در هستى دومى ندارد، مثل اينكه بگويى، يك فرزند دارم و گاهى به اين اعتبار كه او يكى از ذاتها است، مثل مزاج بسيار است و عنصر يكى است، و معناى اضافى جايز نيست بر خدا اطلاق مىگردد، زيرا دلالت بر مثليّت و شبيه او دارد، و فيلسوف بزرگ ملا صدرا آن را روشن كرده و مىگويد: ماهيات اعتبارى و وجود حقيقتى واحد و مختلف المراتب است، و وجودهاى ممكنه شئون و اعتبارى است، نه وجوداتى حقيقى، پس درست نيست كه گفته شود: يكى از آنها خداست، و اما معناى غير اضافى، جايز است اطلاق آن بر خدا، چون او واحدى است كه دومى ندارد و بسيطى است كه منقسم نمىشود.