إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٤٩ - از نشانههاى معرفت
از نشانههاى معرفت
از نشانههاى معرفت، شدت ترس از اوست، كه خداوند علما را به آن صفت ستوده است، زيرا ايشان آن گونه كه بايد او را مىشناسند و به علم دارند كه خدا ايشان را مىبيند، پس هر اندازه معرفت بنده به خدا زياد شود، ترسش از خدا زيادتر مىشود، مانند نزديكان پادشاه، چون بيشتر به او نزديكند، بيش از ساير مردم از او مىترسند، لذا خداشناس حقيقى، همواره نسبت به خدا مؤدب و ترسان است.
اما جاهل به خدا به سبب جهلى كه دارد، از اين حالات بدور است، نشانه ديگر خداشناسى، اين است كه از علايق دنيا دورى مىكند، و خود را از غم[١] دنيا فارغ مىبيند و هميشه به ياد آخرت مىافتد، و بر آنچه از دنيايش فوت شده، تأسف نمىخورد، ليكن تأسفش براى اين است كه لحظهاى از ياد حق غفلت ورزيده، و ما سواى خدا را به ديده زوال مىنگرد و همه چيز را فنا پذير مىداند، و جز خدا را باقى به حساب نمىآورد:
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ[٢]: جز خدا همه اشياء رو به تباهى دارند.
خداشناسى در حال خروج از دنيا، بر كمى گريه و زيادى گناهان و كوتاهيش در سپاسگزارى حق تأسف مىخورد.
هر چيزى ثمرهاى دارد و ثمره معرفت، ترس از خشم خدا و انس به او پيدا كردن است، و هر چيزى عقوبتى دارد و عقوبت خداشناس، از سستى اوست
[١] علّامه شعرانى: جمع مهمه مهام و مصدر ميمى از همّ است يعنى: صار مهموما.
[٢] قصص/ ٨٨.