إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٩ - باب سى و يكم حزن و فضيلت آن
باب سى و يكم حزن و فضيلت آن
خداوند در باره حزن يعقوب ٧ مىفرمايد:
وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ[١]: چشمانش از اندوه سفيد گشت پس او فرو برنده اندوه است.
مسلّم است كه حزن او براى فراق يوسف نبود، بلكه عبادت خدا محسوب مىشد. روايت است كه پيامبر اسلام ٦ همواره در اندوه و تفكّر به سر مىبرد، چرا كه صفات مردم نيك همين است و خداوند دل محزون را دوست مىدارد، و هر گاه دلى را دوست بدارد، پرده حزن را در آن مىگستراند، و حزن جز در دل سليم قرار نمىگيرد، و دلى كه حزن ندارد، ويران است.
تا آنجا كه اگر دلى محزون در يك امّت يافت شود، خداوند آن امّت را (به احترام او) مورد ترحّم و مهر خويش قرار مىدهد.[٢] مصنّف مىگويد: اگر انسانى محزون باشد، عجيب نيست، بلكه عجيب آن است كه: چگونه يك لحظه دلى از حزن خالى ماند.
[١] يوسف/ ٨٤
[٢]
ُ قال النبى ٦: و لو انّ محزونا كان في امة لرحم اللَّه تلك الامّة.