إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٣١ - ادب حضرت ايوب
در اينجا نگفت: هر گاه مرا مريض كردى، و ادب را مراعات كرد.
پس همه پيامبران الهى، ادب را بهطور كامل نسبت به خداوند به جا آوردند، اما گروهى از افراد نابخرد و نادان بر خدا افترا بسته و اعمال زشتى را كه پدران و مادران خود را از آنها پاك مىدانند، به او نسبت مىدهند و كفر و ستم و فساد و خشم و تباهى و غارت را از خدا مىدانند،[١] در صورتى كه نظر آنان كاملا خطا و اشتباه است.
[١] علّامه شعرانى: المعروف من مذهبنا و مذهب المعتزله ...
نظر معروف علماى شيعه و معتزله اين است كه طلب عين اراده است، چنان كه مصنف گفته است، پس جايز نيست كه گفته شود خداوند وقوع كفر را از كافر اراده كرده و در عين حال ايمان از او مىخواهد، زيرا اگر خدا اراده كفر كند، به ناچار بنده كافر مىشود و طلب ايمان از او طلب غير ممكن است و آنچه برخى از متأخران گفتهاند كه خداوند اراده كفر از كافر مىكند به اراده تكوينى و اراده ايمان به اراده تشريعى، بىمعنا است زيرا تكليف ما لا يطاق در همه جا قبيح است و نيز صيغه امر دلالت بر وجود حالتى و صفتى در قلب دارد كه نامش طلب و اراده است و با وجود امر، غير ممكن است كه در نفس امر خلاف آن اراده شود و مدلول مطابقى انشاء غير از آن حالت نفسانى نيست و صاحب حاشيه مذهب ديگران را اختيار كرده و گفت طلب غير از اراده است و امرى انشايى است كه پس از امر آمر حاصل مىشود و اراده صفتى نفسانى است كه قبل از امر حاصل شده و نيز ساير انشائات مثل تمنّى و ترجّى همين طور است كه اول حالتى در نفس بنام تمنّى حاصل مىشود سپس تكلّم مىكند و تمنّى ديگرى هست كه انشايى است و قبل از تلفّظ حاصل نمىشود ولى حق اين است كه با الفاظ انشايى سامع وجود حالتى در نفس را مىفهمد كه موجب صدور اين لفظ شده چنان كه آخ دال بر ناراحتى سينه است و ليت مثلا دليل بر حالتى در قلب بنام تمنّى است، و اين لفظ انشاء اين گروه را به اين مذهب كشانده است.