إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٩٨ - فروتنى پيامبر
فروتنى پيامبر ٦
پيامبر اسلام ٦ جامه و نعلين خود را وصله مىزد[١] و گوسفند مىدوشيد و با بردگان بر سر سفره و روى زمين مىنشست و بر چهار پا سوار مىشد و چه بسا كسى را با خود سوار مىكرد، و از خريدن وسايل خود از بازار ابا نداشت و شخصا آن را به منزل مىبرد، و با بزرگ و كوچك و دارا و ندار دست مىداد و مصافحه مىكرد، و دست خود را نمىكشيد، تا طرف مقابل دست خود را بكشد و به هر كس كه مىرسيد سلام مىكرد.
هر گاه كسى آن بزرگوار را به كمترين خرمايى دعوت مىنمود،[٢] پاسخ مثبت مىداد و رفتارش با ديگران بسيار پسنديده بود و افراد را به زحمت نمىانداخت[٣] و طبعى بلند داشت، معاشرتش با مردم ستوده و همواره با روى باز با آنها برخورد مىكرد، و بدون خنده، گشادهرو و چهرهاى آراسته داشت، محزون به نظر مىرسيد، ولى عبوس (و اخمو) نبود، فروتنى داشت، اما با ذلّت همراه نبود، بخشش مىكرد، بدون اسراف دلى مهربان نسبت به همگان داشت و آنقدر غذا نمىخورد كه از پرى شكم آروغ بزند،[٤] و هيچ گاه دست طمع به سوى كسى دراز نكرد.
در باره آن درّ درياى آفرينش، همين بس كه خدايش، او را اين گونه ستوده:
[١] علّامه شعرانى:
ُ يخصف نعله
مثل دوختن لباس است.
[٢] علّامه شعرانى: الى اردى التمر يعنى: به كمترين خرما.
[٣] يعنى پشت سر هم به ديگران فرمان نمىداد، بلكه كارهاى مربوطه را خود انجام مىداد.( م)
[٤] علّامه شعرانى: الجشاء ريح المعده ...
: آروغ زدن و باد معده را از گلو با صدا بيرون دادن.