إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٤٢ - باب بيست و سوم گريهاى از ترس خداى متعال
باب بيست و سوم گريهاى از ترس خداى متعال
از حضرت صادق ٧ روايت است كه فرمود: خداوند براى عيسى وحى فرستاد كه اى عيسى از ديدگانت براى من اشك جارى كن و قلب و بدنت را براى من فروتن ساز و هنگامى كه مردم بىعار و درد، مىخندند، اندوهگين باش[١] و به گورستان و زيارت اهل آن برو، و براى گرفتن پند با فرياد بلند بگو:
من هم به شما ملحق مىشوم.
امير المؤمنين ٧ فرمود: افراد گريان پنج نفر بودند:
آدم، يعقوب، يوسف، يحيى و فاطمه ٣.
اما آدم براى دورى از بهشت، آنقدر گريه كرد، كه بر صفحه گونهاش شيارهايى چون دو رود ظاهر شد، و يعقوب در فراق يوسف آنقدر گريه كرد تا بينايىاش را از دست داد، و از بس يوسف براى يعقوب گريه كرد، كه زندانيان از گريهاش خسته و ملول گشتند، و به او پيشنهاد كردند كه: يا شب گريه كند و روز آرام گيرد، و يا روز گريه كند و شب آرام، و فاطمه ٣ به اندازهاى بر فراق پدر گريست، كه اهل مدينه آزرده شدند، لذا به قبرستان بقيع مىرفت و در
[١] ظاهرا كنايه از اندوه دل است كه هميشه از ترس عذاب خدا غمگين باشد.( م)