إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٩ - اندرزها و اشعار بزرگمرد دور انديش
|
سالت عيونهم فوق الخدود و لو |
رايتهم هناك العيش يا رجل |
|
يعنى: كجايند شاهان و شاهزادهها و كسانى كه لشكرها را فرماندهى مىكردند، بدانيد كه چقدر بد رفتارى مىكردند.
بر روى قلههاى بلند كوهها زندگى مىكردند و نگهبانان قوى و نيرومند و خشن از آنها حراست مىكردند ولى نتوانستند مانع مرگ ايشان شوند.
پس از آن همه عزّت از جايگاه خود پايين آورده شدند و آنها را در گودال تنگ گور اسكان دادند، اما چه جاى بدى فرود آمدند؟
پس از دفن آنها بانگ زنندهاى فرياد زد: كجايند خاندان و تاج و تخت و مدالهاى شما؟
كجايند صورتهايى كه در كمال نعمت به سر مىبردند و پردهها و زيورها بر ايشان آويخته مىگرديد؟
سپس گورستان با زبانى رسا در پاسخ گويد: آن صورتها را كرم خورد و روى آنها رفت و آمد مىكنند.
چه خوب مىخوردند و مىآشاميدند روزگارى دراز، ولى پس از آن همه لذّتها خودشان خوراك چيزهايى ديگر شدند و چشمهاشان روى صورتهاشان غلطيد و اى كاش مىديدى در آنجا چه زندگى تلخى دارند؟![١]
[١] علامه شعرانى: الابيات ربّما تنتسب الى امير المؤمنين ٧ ...
اين اشعار به حضرت امير ٧ منسوب است و در ديوان منسوب ذكر شده و امام على نقى ٧ آن را براى متوكل عباسى قرائت كرد و ابن خلكان و ديگران با كمى اختلاف آنها را نقل كردهاند، نويسنده اين تعليقهها ابو الحسن شعرانى مىگويد: به شرح و تفسير اين ابيات نپرداختم، چون مآخذ مراجعه در اين گونه موارد بسيار است و بيشتر به شرح موارد مشكل مىپردازيم.