إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٢٧ - فراوانى نعمتها و عجز از شكر آنها
در روايت وارد شده، نخستين كسى كه به بهشت مىرود، حمدكننده است كه در هر حال خدا را حمد مىگويد، به آنچه از او دفع كرده و او را شكر مىگويد، به آنچه به او عطا كرده است.
به موسى ٧ خطاب رسيد: بر بندگانى كه به بلا مبتلا شدند و كسانى كه معاف ماندند، ترحّم مىكنم؟ موسى عرضه داشت: علت ترحّم به مبتلاها را دانستم، ولى معافيان چرا؟ فرمود: زيرا آنان كسانى هستند كه كمتر از شاكران از من سپاسگزارى كردند.
فراوانى نعمتها و عجز از شكر آنها
نعمتهاى خدا بر بندگان بسيار است و كسى قادر به انجام شكر همه آنها نيست لذا مىفرمايد:
إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها[١]: اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را بشماريد، نمىتوانيد (از كثرت) آنها را شماره كنيد.
كنايه از اينكه شما قادر به سپاسگزارى از همه نعمتهاى خدا نيستيد، زيرا در يك لحظه انسان نگاههاى بيشمار مىكند[٢] و كلمات بسيارى با گوشش مىشنود و چقدر با زبان سخن مىگويد، و چه رگهايى آرام مىگردد و چه رگهايى به حركت در مىآيد، كه تعداد هيچ كدام از اينها را نمىداند.
از سوى ديگر تنفّسى كه انسان مىكند و هوايى كه استنشاق مىنمايد، و اعضايى كه حركتهاى بسيارى انجام مىدهند، حالا اين مقدار در روز و ماه و
[١] بقره/ ١٥٣
[٢] علّامه شعرانى: غرض او از لحظه واحده جزء كمى از زمان است نه آن حقيقتى، زيرا انسان در يك آن نمىتواند كلمات بيشمارى بگويد و اگر نبض نزند جاندار مىميرد پس اين هم نعمت است.