إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٧ - سرزنش دنياپرستى در كلام پيامبر
فرمود: آباد كردن خانه (دنيا) كه خداوند به خرابى آن حكم فرموده است.
امام سجّاد ٧ مكرّرا اين بيت را مىخواند:
|
و من يصحب الدّنيا يكن مثل قابض |
على الماء خانته فروج الاصابع |
|
: كسى كه دنيا را دوست بگيرد، مانند كسى است كه آب را در دست بگيرد، و از لاى انگشتانش بيرون رود.
پيامبر ٦ فرمود: خداوند دنيا را خانه گرفتارى و بلا، و آخرت را خانه جزا قرار داده، پس بلاى دنيا را، سبب پاداش آخرت و عوض آن معيّن نموده، پس بلاى دنيا عطا و پاداش آخرت را در پى دارد، و دنيا زودگذر است و به سرعت پيموده مىشود، پس از شيرينى آن بگذريد كه به تلخيى جداشدنش نمىارزد پس لذّت امروز را به خاطر سختى فردا رها كنيد، و تا مىتوانيد خود را از وابستگىهاى دنيا نجات دهيد، زيرا خداوند به اجتناب از آن فرمان داده است و سعدآبادى آن تلاش نكنيد، چرا كه خداوند خرابىاش را مقدّر نموده (كه اگر چنين كنيد) خود را در معرض خشم او قرار مىدهيد و سزاوار كيفر و عقوبت او مىشويد.
شاعر گويد:[١] دنيا خانه مصيبتها و سختيها است و هنوز زخم مصيبت دوستى التيام نيافته كه به فراق دوستى ديگر مبتلا مىشوم، پس چون هزاران مسافر از تو جدا شدند و دوستان رفتند، نوبت تو نيز مىرسد.
[١]\sُ الدّار دار نوائب و مصائب\z و فجيعة باحبّه و حبائب\z ما ينقضى رزئى بفرقة صاحب\z الّا صبت بفرقة من صاحب\z فاذا مضى الآلاف عنك لظنّه\z و المؤنسون فانت اوّل ذاهب\z\E- علامه شعرانى: و الصواب لظعنه و الظعنة المسافر.
در اين بيت ظعن به نظر درست مىآيد كه به معناى مسافر است