إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٥٥ - گفتار على
دارند، و فقر عصمت و باعث جلوگيرى از بسيارى گناهان است، و مردم از آن مىگريزند، و بيمارى گناهان را از بين مىبرد، و مردم آن را نمىخواهند، و مرد تا شناخته شده و مشهور نشود، به امور و كار خود مىپردازد، و پس از كسب شهرت، به ديگران تعلّق مىيابد[١]
گفتار على ٧ در مدح گوشهگيرى
امير المؤمنين ٧ به كميل بن زياد[٢] فرمود: گوشهگيرى كن و خود را در ميان مردم مطرح نكن، و خودت را از سر زبانها بينداز، تا در خاطر مردم نباشى، و علم بياموز و به آن عمل كن، و ساكت و خاموش باش، تا از شرّ ديگران در امان بمانى، خوبان را شاد و مسرور نما، گرچه فرومايگان از تو خشمگين مىشوند، و باكى بر تو نيست، هنگامى كه معارف دينت را بياموزى، كه مردم را نشناسى، و تو را نشناسند، و كسى كه دلش را با تفكّر و زبانش را با ذكر مأنوس نمود، خداوند دلش را پر از ايمان و مهر و نور و حكمت مىسازد، و فكر كردن و عبرت گرفتن از كار ديگران سبب مىشود كه سخنان شگفت و حكمتآميز از چشمه دل او بجوشد و دانشمندان را خوشحال نمايد و خردمندان برايش فروتن باشند و حكما از او در شگفت شوند.
آوردهاند كه شخصى از مادر اويس قرنى[٣] پرسيد: فرزند تو اين حالت
[١] يعنى: موقعى كه انسان مشهور شود، بيشتر كارهايش براى ديگران است، و اما انسان گوشهنشين، براى خود كار مىكند، و توجّهى به ديگران ندارد( علامه شعرانى).
[٢] كميل بن زياد نخعى، يكى از بزرگان اصحاب امير المؤمنين ٧ بود و دعاى شريف كميل به او منسوب است، و در سنّ ٩٠ سالگى چنان كه امام على ٧ به وى خبر داده بود، به دست حجّاج ثقفى كشته شد.
[٣] او اويس بن عامر يكى از زاهدان هشتگانه است بلكه افضل آنها است و بعدا در صف نزديكان امير المؤمنين ٧ مانند ميثم و عمرو بن حمق، در آمد، در جنگ صفين جزء پيادگان بود و به شهادت رسيد، پيغمبر ٦ در بارهاش فرموده بود: به يكى از افراد امّتم بنام اويس مژده دهيد كه او به اندازه دو قبيله ربيعه و مضر از مردم شفاعت مىكند، و هيچ كدام از اصحاب را چنين مورد ستايش قرار نداد و در زمان پيامبر ٦ با اينكه مادرش اجازه سفر به او نداد، مسلمان شد و روايات بسيارى در مدح وى نقل شده،( و شرح حالش را عطّار در تذكرة الاولياء و ديگران آوردهاند)( علّامه شعرانى)