إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٠٦ - انگيزه غيبت
انگيزه غيبت
علت غيبت كردن به سينههاى پر از حسد و خشم نسبت به ديگران باز مىگردد، و اگر اين دو صفت را انسان در خود بكشد، غيبتش نسبت به مردم بسيار كمتر مىگردد.
پيامبر اسلام ٦ فرمود: دوزخ درى دارد كه كسى وارد آن نمىشود، مگر آن كس كه كينه خود را عملى ساخته باشد.
و فرمود: هر كس در حال قدرت، خشم خود را فرو برد، خداوند او را در انتخاب حور العين آزاد مىگذارد و هر چه خواست مىتواند انتخاب نمايد.[١] در كتابهاى آسمانى گذشته چنين آمده بود: اى فرزند آدم در هنگام خشم مرا ياد كن تا من هم در هنگام خشم تو را ياد كنم و تو را با ديگران هلاك نكنم.[٢] لازم است انسان خردمند به جاى پرداختن به ديگران، به امور خود و معاش و فرزندان خود بپردازد، در اين صورت از ديگران غيبت نخواهد كرد، و در جايى كه اشتغال انسان به غير از ذكر خدا، خسارت محسوب مىگردد، تكليف غيبت معلوم است، (كه چه زيان بزرگى نصيب او مىگردد).
و فرمود: چيزى كه مردم را در آتش واژگون مىكند، آيا غير از گفتههاى زبان است؟![٣] در اين باره همين بس كه فرمود:
[١]
ُ قال النبى ٦: من كظم غيظه و هو يقدر على امضائه خيّره اللَّه في اىّ حور العين شاء اخذ منهنّ.
[٢]
ُ في الحديث: اذكرنى عند غضبك اذكرك عند غضبى فلا امحقك مع من امحقه.
[٣] علّامه شعرانى: حصائد جمع حصيده به معناى محصول درو شده، و در اينجا كنايه از اقوال است.