إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٩ - آخرين گفتار پيامبر
از سوى خدا مأمورم كه براى اهل بقيع استغفار نمايم، سپس به راه خود ادامه داد، تا به بقيع رسيد، و فرمود: سلام بر شما اى اهل توبه و اى اهل غربت، گوارا باد بر شما كه نجات يافتهايد از آنچه مردم در پيش دارند، فتنههايى بسان پارههاى شبهاى تاريك به سوى مردم رخ نموده، كه اول و آخر آنها يكى است (و يك جريان است). سپس براى اهل بقيع مكررا آمرزش خواست و بازگشت.
آخرين گفتار پيامبر ٦ در مسجد
آنگاه به مسجد و بر فراز منبر بالا رفت و مردم در اطرافش اجتماع كردند، خدا را سپاس گفت و حمد او را به جاى آورد در ادامه فرمود:
اى مردم، نزديك است كه من از ميان شما بروم، زيرا جبرئيل در سال يك بار قرآن را برايم تلاوت مىكرد و در اين سال دو بار آن را بر من عرضه نمود، و اين كار براى آن است كه عمرم رو به پايان است، پس هر كسى دينى يا وعدهاى نزد من دارد، بيايد و از من بگيرد، اى مردم ميان خدا و مردم وسيلهاى كه خيرى بيابند، يا شرّى از آنان دور گردد، وسيلهاى جز عمل به دستورات و دورى از نواهى خداوند، نيست و كسى گمان نكند بدون عمل رستگار مىگردد[١] و بدون اطاعت او نجات مىيابد، سوگند به خدا جز عمل و رحمت خدا، نجات دهندهاى نيست و اگر من هم گناه كنم هلاك مىشوم، سپس به آسمان رو كرد و گفت: بار خدايا پيام رسالت را به مردم ابلاغ نمودم، و در ادامه فرمود: از گناهان كوچك بپرهيزيد، زيرا در مورد آنها از شما بازخواست مىشود، و همان گناهان كوچك است كه جمع مىشود و انسان را به هلاكت
[١] علامه شعرانى:
ُ نفى في مقام النهى
يعنى لا تمنّوا النجاة بدون العمل: در مقام نهى نفى شده كه بدون عمل آرزوى نجات نكنيد.